معنی
واژه کبود به رنگ آبی تیره، لاجوردی یا نیلی اشاره دارد. همچنین در اصطلاحات پزشکی و عامیانه، به تغییر رنگ پوست بدن به مایل به بنفش، خاکستری یا تیره در اثر ضربه، سرما، درد یا خفگی کبود میگویند.
یعنی چه
این کلمه در زبان فارسی به معنای رنگ آسمان در شب، جامه عزا و سوگواری در قدیم، و یا حالت دگرگونشده پوست بدن پس از آسیب و صدمه است که به سیاهی و کبودی میزند.
مترادف
در بافتهای مختلف، واژههایی چون آبی تیره، بنفش تیره، متورم و سیاه و آبی نیز به عنوان مترادف آن به کار میروند.
متضاد
در بحث رنگها، متضاد اصلی آن سفید و روشن است و بسته به بافت متن، شفاف یا زرد روشن نیز میتواند قرار گیرد.
هم خانواده
عبارات و ترکیبهایی نظیر کبود شدن و کبود کردن نیز از مشتقات فعلی این واژه هستند.
ریشه
این واژه برگرفته از فارسی میانه (kapōd) و ایرانی باستان (kapautaka) به معنی «آبی-خاکستری» یا «رنگ کبوتر» است. ریشه این کلمه با واژه «کبوتر» گره خورده است، چرا که رنگ پرهای این پرنده مبنای نامگذاری بوده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنماهایی مثل «آبی تیره»، «رنگ آسمان» یا «پوست ضربهدیده»، کلمه ۴ حرفی «کبود» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
برای معادلهای دیگر زبانها، در عربی از «أزرق» (یا مؤنث آن زرقاء) و «شاحب» و در ترکی از «Mavi» یا «Gök» استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کبود
واژه «کبود» یک اصطلاح اصیل ایرانی با ریشهای بسیار کهن در زبان فارسی میانه (پهلوی) است. این کلمه دو کاربرد و معنای محوری دارد؛ نخست اشاره به طیف رنگی آبی تیره، لاجوردی و نیلی دارد و دوم برای توصیف تیرگی و تغییر رنگ پوست بدن انسان در اثر عواملی چون ضربه، سرما، خفگی یا درد شدید (پزشکی) به کار میرود. جالب آنکه این واژه با کلمه «کبوتر» همریشه است، چرا که رنگ خاکستری-آبی پرهای کبوتر مبنای ریشهشناختی این لغت بوده است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، کبود بار معنایی و نمادین ویژهای دارد. اصطلاحاتی مانند «چرخ کبود» یا «خیمه کبود» کنایه از آسمان، چرخ فلک و روزگار بیوفا هستند. همچنین در فرهنگ قدیم، «جامه کبود کردن» به معنای پوشیدن لباس تیره برای سوگواری و ماتم بوده است. اگرچه خود واژه کبود به صورت مستقیم در قرآن نیامده، اما معادل دقیق عربی آن یعنی «زرقاً» (از ریشه ازرق) در آیه ۱۰۲ سوره طه برای توصیف حالت مجرمان در روز قیامت به کار رفته است.