یعنی چه
این اصطلاح به حالتِ بدن درازکش و رو به شکم اشاره دارد؛ یعنی فرد یا جسم به شکلی بیفتد که صورت و جلوی بدن رو به زمین و پشت رو به بالا قرار گیرد. برای ظروف نیز به معنی وارونه قرار گرفتن (لب ظرف روی زمین) به کار میرود.
تلفظ
واژه دمر با فتح دال و میم (دَمَر) تلفظ میشود و در ترکیب با فعل افتادن یک عبارت فعلی محاورهای و عامیانه را میسازد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر دمرو، منکب، نگون، منکوس و وارونه به عنوان هممعنی این واژه استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای نشان دادن این وضعیت بدنی از اصطلاحات تخصصی و عمومی فوق استفاده میشود.
به عربی
ریشه عربی «د م ر» به معنی ویران کردن است و برای حالت بدنی دمر، از واژگانی مثل منبطح و منکب استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی اصطلاح yüzüstü دقیقاً به معنای روی صورت و به رو بودن حالت بدن است. کلمه demer نیز در برخی واژهنامهها به عنوان وامواژه دیده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج فارسی آن شامل دمرو، به شکم افتادن، وارونه افتادن و به صورت بر زمین افتادن است. متضاد آن نیز «طاقباز افتادن» یا «ستان» (خوابیده به پشت، صورت رو به بالا) میباشد. همخانوادههای آن دمر شدن، دمر کردن و دمرو هستند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و زبان محاوره، دمر افتادن کنایه از بیحال افتادن، شکست کامل و از پا افتادن ناگهانی (گاهی بر اثر ضعف یا بیهوشی) است. در قرآن کریم ریشه دمر به معنی نابودی است اما مفهوم دمر افتادن در آیه ۲۲ سوره ملک با واژه «مُکِبّاً» (أَفَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ) به معنی نگونسار و به رو افتاده آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل دمر افتادن
«دمر افتادن» یک ترکیب فعلی کاملاً عامیانه و اصیل در زبان فارسی است که به حالتِ خاصی از بدن اشاره دارد؛ وضعیتی که در آن فرد روی شکم و سینه دراز کشیده و صورتش رو به زمین و پشتش رو به بالا است. این واژه علیرغم حضور پررنگ در گویشهای مختلف (مانند بختیاری و دزفولی)، کمتر در متون کهن مکتوب ثبت شده، اما ساختار واجنامهدار و اصیلی دارد و برای ظروف نیز به معنای وارونه شدن به کار میرود.
از نظر ریشهشناسی، باید توجه داشت که «دمر» در فارسی یک صفت/قید مستقل محاورهای است و هیچ ارتباطی با ریشه عربی «د م ر» (به معنی ویران کردن و نابود کردن) ندارد. به همین جهت، این اصطلاح کاربرد قرآنی مستقیمی ندارد، هرچند مفهوم آن در قرآن با واژه «مُکِبّاً» توصیف شده است.
این عبارت در فرهنگ عامه و ادبیات کنایی، نمادی از درماندگی، تسلیم، شکست کامل و یا ضعف و بیهوشی ناگهانی است که فرد را کاملاً بیجان و زمینگیر نشان میدهد. در مقابل این حالت، وضعیت «طاقباز» قرار دارد که به پشت خوابیدن را افاده میکند.