یعنی چه
این واژه صفت مشتق-مرکب است و به ویژگی جسم یا حالتی اشاره دارد که در برابر فشار بیرونی، سنگینی یا ضربه تاب مقاومت ندارد و دچار تغییر شکل، فشردهشدگی یا از همپاشیدگی بافت فیزیکی میشود.
تلفظ
این کلمه از دو جزء «لِه» (صفت به معنی از هم پاشیده) و «شَوَنْدِه» (صفت فاعلی از مصدر شدن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای «لهشونده»، خود این واژه با تعداد ۷ حرف قرار میگیرد. همچنین بسته به تعداد حروف طراح، کلماتی نظیر خردشونده نیز متداول است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف اجسامی که به راحتی زیر فشار تغییر شکل داده یا خرد میشوند از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی متناسب با بافت فیزیکی متن، کلماتی که از ریشههای سحق یا هشم مشتق شدهاند برای انتقال این مفهوم به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این واژه شامل عباراتی چون خردشونده، چلیده شونده و آسیبپذیر در برابر فشردهسازی فیزیکی هستند که همگی ویژگی پذیرا بودن ساختار جسم را نشان میدهند.
نماد چیست
در زبان عامه و ادبیات استعاری، واژه لهشونده به عنوان نمادی برای انسانها یا موقعیتهایی به کار میرود که در برابر ابهت، قدرت یا فشارهای روانی و اجتماعی بیرونی هیچگونه تاب ایستادگی ندارند و به سرعت دچار شکست روحی یا مادی میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل له شونده
واژهٔ «لهشونده» صفت پذیرا و مشتق-مرکبی در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ فیزیکی «له» و بن صفتساز «شونده» شکل گرفته است. این اصطلاح دقیقاً به ویژگی اجسام نرم یا کممقاومتی اشاره دارد که ساختار کلی آنها با اعمال کمترین فشار، ضربه یا سنگینی دچار دگرگونی، فشردهشدگی و از هم گسیختگی میشود. مترادفهای بارز آن مانند خردشدنی و کوبیدهشونده به خوبی گویای این وضعیت فیزیکی هستند.
از نظر ابعاد ساختاری و حل جدول، این واژه دقیقاً شامل ۷ حرف مجزا (ل-ه-ش-و-ن-د-ه) است و در معادلهای بینالمللی نظیر انگلیسی و عربی با مفاهیمی چون Crushable و منسحق قرابت معنایی تام دارد. اگرچه این واژه ریشه مستقل یا بسامد بالایی در ادبیات کلاسیک کهن ندارد، اما کاربرد توصیفی آن در صنایع، فیزیکِ مواد و زبان روزمره کاملاً جاافتاده است.
در جنبههای استعاری و نمادین نیز، لهشونده کنایه از شکنندگی مطلق و آسیبپذیری بالا در برابر قدرتهای مسلط یا تودههای سنگین است. این مفهوم در ترجمههای تفسیری متون کهن نیز گاهی برای به تصویر کشیدن نابودی اجسام عظیمی مانند کوهها در برابر قدرتهای بیپایان به کار گرفته میشود تا شدت ضعف ماده را آشکار سازد.