یعنی چه
تاراج نمودن به معنای ربودن، از بین بردن و به یغما بردن مال و اموال دیگران است که معمولاً با استفاده از زور، قدرت، جنگ یا تاختوتاز انجام میشود. این واژه در متون کهن به غارتهای جنگی اشاره داشته و در معنای امروزی به هرگونه چپاول اموال اطلاق میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت «تاراج نمودن» [tārāj namūdan] است که واژه اول دارای مصوت بلند «آ» در دو بخش است و واژه دوم با ضمه روی نون آغاز میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، برای این مفهوم ساختارهای مختلفی مانند غارت کردن، چپاول کردن و یغما کردن به کار میرود؛ اما خود عبارت «تاراج نمودن» دقیقاً ده حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بستر متن، از افعال متعددی برای این مفهوم استفاده میشود که رایجترین آنها To plunder و To pillage است.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این ترکیب عبارتند از غارت کردن، چپاول کردن، یغما کردن، تالان کردن و چاپیدن. متضادهای آن نیز شامل آباد کردن، حفظ کردن، بخشیدن و امانتداری کردن است. از همخانوادههای آن میتوان به تاراجگر، تاراجدیده و تاراجرفته اشاره کرد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، تاراج نمودن نماد باد پاییزی و خزان است که برگها و زیبایی باغ را به یغما میبرد. همچنین در مفاهیم عرفانی و عاشقانه، این واژه نماد «عشق جگرسوز» است که هوش، عقل و دل عاشق را یکجا به چپاول و غارت میکشد؛ همانطور که سعدی میفرماید: «هوش خردمند را عشق به تاراج برد».
جمعبندی و توضیح کامل تاراج نمودن
عبارت «تاراج نمودن» یک ترکیب فعلی اصیل در زبان فارسی است که ریشه واژه «تاراج» در آن بر اساس قویترین فرضیههای ریشهشناسی، از بن ترکی قدیمی «تَلَه» (به معنی جنگیدن و پراکندن) یا «تارات» گرفته شده و به مرور زمان وارد زبان فارسی شده است. این فعل دلالت بر سلب مالکیت با زور، چپاول داراییها و از بین بردن اموال دارد که در طول تاریخ همواره با مفاهیمی چون جنگ، تاختوتاز و ناامنی همراه بوده است.
در فرهنگ و ادبیات غنی فارسی، این واژه از معنای مادی و نظامی خود فراتر رفته و کاربردهای استعاری زیبایی پیدا کرده است. شاعران بزرگ از این اصطلاح برای توصیف هجوم پاییز به طبیعت و همچنین تسلیم شدن دل و عقل در برابر قدرت بیرحم و در عین حال زیبای عشق استفاده کردهاند. از نظر مفهومی نیز در متون دینی با مفاهیمی چون فساد در زمین و تصرف ناحق اموال قرابت دارد.