یعنی چه
گماشتن در زبان فارسی به معنای واگذار کردن یک مأموریت، منصوب کردن فردی به یک سمت، یا قرار دادن کسی برای پاسبانی و مراقبت از چیزی یا جایی است. این فعل مفهوم تسلط یافتن یا فرستادن فرد برای انجام وظیفهای خاص را نیز در خود دارد.
تلفظ
این واژه مصدری است که با ضمه روی حرف اول (گُ)، الف کشیده در هجای دوم (ما) و سکون روی حروف شین و تاء (شْتَن) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه «گماشتن» دارای ۶ حرف است. کلمات هممعنی دیگری مانند «گماردن» (۶ حرف) یا ترکیبات «منصوب کردن» نیز ممکن است به عنوان پاسخ مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن (اداری، نظامی یا عمومی) از افعال متفاوتی استفاده میشود که رایجترین آنها Appoint برای انتصابات اداری و Assign برای محول کردن وظایف است.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم گماشتن، از ریشههایی مانند «عین» (تعیین) و «نصب» استفاده میشود. همچنین در برگردانهای قرآنی، مفاهیمی چون «نُقَیِّض» (برانگیختن و گماشتن شیطان) و «أَرْسَلْنَا» (فرستادن و مسلط کردن) به گماشتن ترجمه شدهاند.
به فارسی
واژههای هممعنی و جایگزین در زبان فارسی شامل گماردن (صورت رایجتر امروز)، مأمور کردن، منصوب کردن، بهکار گرفتن، مسلط کردن و در متون کهنتر «پاداشتن» و «گمازیدن» است. متضادهای کاربردی آن نیز عزل کردن، برکنار کردن و معزول ساختن میباشند.
نماد چیست
برای خودِ فعل «گماشتن» نماد اساطیری خاصی وجود ندارد؛ اما مشتق آن یعنی «گماشته» (یا شحنه و داروغه) در ادبیات کلاسیک و متون تاریخی، نماد اعمال قدرت حاکمیت، پاسبانی، مراقبت شدید و سلسلهمراتب اداری و نظامی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گماشتن
واژه «گماشتن» یکی از افعال اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که از فارسی میانه (پهلوی) به یادگار مانده و با مفهوم واگذاری مسئولیت، انتصاب و فرستادن افراد برای انجام یک مأموریت خاص گره خورده است. این فعل امروزه بیشتر در قالب همخانوادههایش مانند «گماردن» و «گماشته» به کار میرود و بار معنایی رسمی، اداری یا نظامی دارد.
در کاربردهای قرآنی و متون کهن، این واژه اغلب زمانی استفاده میشود که نیرویی بر فرمانروایی یا پاسداریِ چیزی گماشته یا مسلط میشود. از نظر معنایی، این واژه متضمن نوعی اعمال اراده و اقتدار از سوی شخص گمارنده است که فردی را به مأموریتی مشخص اعزام یا منصوب میکند.