یعنی چه
ستمکاره در لغت به معنای فاعل و انجامدهندهٔ ستم است؛ یعنی کسی که کارش ظلم کردن و پایمال کردن حقوق دیگران است و در ادبیات کهن گاهی به معنای شخص بیشرم و جسور نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه پنج هجا دارد و به صورت سِ-تَم-کا-رِه تلفظ میشود که صفت فاعلی و مرکب است.
در جدول
پاسخ اصلی در جدول برای این مفهوم خود کلمه «ستمکاره» با ۷ حرف است، اما بسته به تعداد حروف میتوان از واژههای ظالم، جابر و بیدادگر نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ستمکاره و شخص ظالم عمدتاً از واژههای Oppressor و Tyrant (بهویژه برای حکام) استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژهٔ وامگرفته شدهٔ Zalim و همچنین کلمه اصیل Acımasız به معنی بیرحم به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
واژههای دادگر، عادل و منصف متضادهای مستقیم این کلمه در زبان فارسی هستند. این واژه از ترکیب «ستم» (ظلم) و پسوند فاعلی «کاره» (انجامدهنده) ساخته شده است.
در قرآن
خود واژهٔ فارسی «ستمکاره» در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما در ترجمههای معتبر فارسی (مانند ترجمه الهی قمشهای و مکارم شیرازی) این کلمه به عنوان معادل اصلی و دقیق برای واژگانی چون «ظالم»، «ظالمین» یا «أظلم» بارها استفاده شده است؛ مانند ترجمه آیه ۱۱ سوره انبیاء که مردم شهرِ نابودشده را ستمکاره خوانده است.
جمعبندی و توضیح کامل ستمکاره
واژهٔ «ستمکاره» یک صفت فاعلی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ «ستم» (بیداد) و پسوند «کاره» (کنندهٔ کار) شکل گرفته است. این کلمه در فرهنگ لغات و ادبیات فارسی بار منفی شدیدی دارد و به فرد یا حاکمی اشاره میکند که آگاهانه حق دیگران را پایمال کرده و رویهٔ ظلم و تعدی را پیشهٔ خود ساخته است.
در متون کهن و ادبی مانند شاهنامه فردوسی، این کلمه گاهی به صورت «ستمگاره» نیز ضبط شده و علاوه بر معنای ستمگری، مفهوم بیشرمی و جسارت در انجام کار بد را رسانده است. در نمادشناسی ادبیات فارسی، پدیدههایی چون «چرخ ستمکاره» (روزگار ناموافق) یا شخصیتهایی مانند «ضحاک» مظهر تام این صفت به شمار میروند.
اگرچه این لفظ به دلیل ماهیت فارسیاش در متن عربی قرآن کریم وجود ندارد، اما برگردان و معادل بسیار رایجی برای مفاهیم قرآنی نظیر «ظالمین» و «جبارین» در ترجمههای فارسی است و همواره در تقابل مستقیم با واژگان مثبتی چون دادگر، عادل و منصف قرار میگیرد.