یعنی چه
الجذوه در لغت به معنای تکه چوب ضخیم و گداختهای است که شعله سرکش ندارد اما آتش در درون آن زنده و روشن است. این واژه مجازاً به حرارت و شعله درونی مانند جذوه عشق نیز اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی به صورت تثلیث جیم یعنی با هر سه حرکت فتح، کسر و ضم (جَذْوَة، جِذْوَة و جُذْوَة) تلفظ میشود و در فارسی معمولاً با فتح جیم خوانده میشود.
در جدول
کلمه الجذوه دقیقاً دارای ۶ حرف است و در مسابقات جدول کلمات به عنوان پاسخ پاره آتش یا تکه چوب افروخته به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که مفهوم زغال گداخته، تکه چوب آتشین یا باقیمانده زنده آتش را بدهند به عنوان معادل استفاده میشوند.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و با کلماتی چون جمره، قبس و شعله قرابت و ترادف معنایی بسیار نزدیکی دارد.
به فارسی
برابرهای دقیق این واژه در زبان فارسی کلماتی مانند اخگر (زغال فروزان)، شراره، پاره آتش و چوب نیمسوز هستند که گرمای پنهان و پایدار را میرسانند.
در قرآن
این واژه تنها یکبار در قرآن کریم در داستان حضرت موسی (ع) آمده است؛ آنجا که در شب سرد بیابان به خانوادهاش میگوید منتظر بمانید تا برایتان خبر یا «جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ» (پارهای از آتش برای گرم شدن) بیاورم.
نماد چیست
در ادبیات و عرفان، جذوه برخلاف شعله سرکش که زود فرو مینشیند، نماد آتش باثبات، پایداری، امید در تاریکی و حرارت و ذوق ماندگار درونی (مانند جذوه عشق) است.
جمعبندی و توضیح کامل الجذوه
واژه «الجذوه» یک لغت اصیل با ریشه عربی (ج ذ و) است که به زبان و ادبیات فارسی راه یافته است. این کلمه در معنای حقیقی خود به تکه چوبی ضخیم، گداخته و نیمسوخته اشاره دارد که اگرچه شعلهور نیست، اما آتشی زنده و پایدار در درون خود دارد و مترادف با اخگر یا جمره است.
این واژه به دلیل کاربرد منحصربهفردش در آیه ۲۹ سوره قصص و در جریان داستان حضرت موسی (ع) در بیابان طور، جایگاه ویژهای در فرهنگ اسلامی و ادبیات دارد. در متون ادبی و عرفانی، جذوه به نمادی از امید، بقای حقیقت در شرایط سخت و عشق ماندگار و فروزان درونی تبدیل شده است.