معنی
حالتِ شرم، کمرویی یا احساس خفت و سرافکندگی در برابر دیگران؛ فردی که به علت احساس نقص، گناه یا موقعیت اجتماعی دچار شرمساری شده است.
یعنی چه
در لغت به معنی حالتِ سست شدن و از گفتار افتادن به دلیل حیا یا احساس خواری است. این واژه وضعیتی را توصیف میکند که شخص توان نگاه کردن مستقیم یا سخن گفتن را از دست میدهد.
مترادف
واژگانی که مفهوم شرمندگی، سر به زیری و پشیمانی اخلاقی یا اجتماعی را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بر خلاف خجل بودن، نشاندهنده اعتمادبهنفس بالا، غرور، شجاعت یا بیحیایی هستند.
هم خانواده
واژههای مشتقشده از ریشه سه حرفی خ-ج-ل در زبانهای فارسی و عربی.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «خ ج ل» گرفته شده است. در اصلِ لغتِ عرب به معنی تحیر و اضطراب از حیا، و همچنین فروماندن حیوان در گل به کار میرفته و سپس در فارسی به معنای شرمندگی رواج یافته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه با فتحة روی حرف خاء و کسرة روی حرف جیم به صورت خَجِل (kha-jel) است.
در جدول
پاسخ دقیق و قطعی برای طراحان جدول کلمات متقاطع با تعداد حروف مشخص.
به انگلیسی
بسته به میزان و نوع شرمندگی، از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معاصر و کلاسیک از این واژگان برای رساندن مفهوم خجل بودن استفاده میگردد.
جمعبندی و توضیح کامل خجل
واژه «خجل» یک صفت ادبی و کاربردی است که ریشه در زبان عربی دارد اما به مرور زمان وارد زبان و ادبیات فارسی شده و جایگاه ویژهای یافته است. این کلمه حالتی از روح و روان انسان را توصیف میکند که در آن شخص به دلیل انجام یک خطا، احساس نقص در خود، یا قرار گرفتن در یک موقعیت اجتماعی خاص، دچار کمرویی، تحیر و سرافکندگی میشود و قدرت سخن گفتن یا نگاه مستقیم را از دست میدهد.
در فرهنگ اسلامی و ایرانی، مفهوم خجل بودن مرز باریکی با واژه «حیا» دارد؛ حیا معمولاً به عنوان یک فضیلت اخلاقیِ پیشگیرانه شناخته میشود، در حالی که خجل شدن بیشتر واکنشی احساسی و پسینی نسبت به یک اتفاق یا موقعیت است. هرچند ریشه این واژه در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم همپوشان با آن مانند رسوایی (خزی) یا حیا به وفور دیده میشود. در ادبیات فارسی نیز شاعران برای تصویرسازی این حالت، از استعارههایی مانند سر به زیری گل بنفشه استفاده کردهاند.