یعنی چه
«ببوید» شکل صرفی (مضارع التزامی یا اخباری کهن) از فعل «بوییدن» است. این واژه دو وجه معنایی دارد: یکی متعدی به معنی بو کردن و استشمام کردن، و دیگری لازم به معنی بو دادن و افشاندن رایحه خوش (مانند ضربالمثل معروف مشک آن است که خود ببوید).
جمله سازی
تلفظ
این واژه سه هجایی است و به صورت بَبویَد [ba-bū-yad] تلفظ میشود که «ب» اول نشانهٔ استمرار یا التزام بر سر فعل مضارع است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر «استشمام کند» یا «رایحه افشاند» به عنوان راهنما آمده و پاسخ آن واژه ۵ حرفی «ببوید» است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد لازم (بو دادن) از کلمه Smells و در کاربرد متعدی (بو کردن) از کلمات Smells یا Sniffs استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای معنای متعدی فعل از ریشه شم و برای معنای لازم و پخش شدن بو از ریشه فوح استفاده میکنند.
به فارسی
واژههای «بو کند»، «استشمام کند»، «بو بکشد»، «رایحه افشاند» و «معطر سازد» از معادلهای دقیق این فعل در زبان فارسی هستند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، به ویژه با تکیه بر گلستان سعدی، این فعل نماد این است که فضیلت و هنر واقعی باید ذاتاً آشکار شود و نیازی به تعریف، تمجید و ادعای ظاهری دیگران نداشته باشد.
جمعبندی و توضیح کامل ببوید
واژهٔ «ببوید» یک واژهٔ مستقل نیست، بلکه شکل صرفی، ادبی و کهن از فعل «بوییدن» در زبان فارسی است. این واژه از نظر معنایی بسیار ظریف است؛ چرا که هم در حالت متعدی به معنی «استشمام کردن و بو کشیدن» به کار میرود و هم در حالت لازم به معنی «بوی خوش داشتن و رایحه افشاندن» کاربرد دارد.
ریشهٔ این کلمه کاملاً پارسی و از زبان پهلوی (بُود) به معنی رایحه و هوش گرفته شده است. معروفترین کاربرد آن در ضربالمثلهای فارسی، اشاره به اصالت درونی و بینیازی از تظاهر است، آنجا که مشک واقعی را چیزی میدانند که خودش ببوید و عطرش را پراکنده سازد.
این واژه در قرآن کریم عیناً نیامده اما مفهوم درک بوی خوش در متون دینی و ادبی همواره با حس باطنی و ادراک معنوی پیوند خورده است.