یعنی چه
مسح در لغت به معنای دست مالیدن بر چیزی، پاک کردن یا زدودن اثر چیزی است. در اصطلاح فقهی و اسلامی، به معنای کشیدن دستِ تر و مرطوب بر سر و پاها هنگام وضو، یا کشیدن دست بر اعضا در تیمم (بدون جریان یافتن آب) اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی و عربی به صورت مَسْح (Mas-h) تلفظ میشود که مِیم آن مفتوح، سین ساکن و حاء در انتهای آن ظاهر میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ واژههایی چون دست کشیدن بر چیزی، طهارت با دست خیس یا مالش، کلمه ۳ حرفی «مسح» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای کاربرد عمومی و پاک کردن از واژههای Wipe یا Rub استفاده میشود و در بافت مذهبی و آیینی معادل Anoint به کار میرود.
به عربی
واژه مسح اصالتاً عربی است و در این زبان به صورت مصدر «المَسْح» برای اشاره به مالیدن دست روی سطوح یا اعضای بدن استفاده میشود.
به فارسی
در برگردان اصیل فارسی، این واژه برابر با «دستکشیدن»، «مالش دادن»، «ستردن» یا «پژولیدن» (در برخی متون کهن به معنی دست کشیدن) قرار میگیرد.
در قرآن
این واژه و مشتقاتش ۴ بار در قرآن آمده است. مشهورترین آن در آیه ۶ سوره مائده مربوط به دستور وضو است: «وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ» (و بر سرها و پاهایتان مسح بکشید). همچنین در آیه ۳۳ سوره ص درباره حضرت سلیمان آمده که دست بر ساق و گردن اسبها میکشید: «فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ».
جمعبندی و توضیح کامل مسح
واژه «مسح» ریشهای کهن در زبانهای سامی و عربی دارد و مفهوم اصلی آن لمس کردن، مالیدن یا کشیدن دست روی یک سطح است. این کلمه در گذر زمان دو مسیر معنایی متمایز اما مرتبط را طی کرده است؛ در فقه اسلامی به عنوان جزء جداییناپذیر طهارت در وضو و تیمم شناخته میشود که نمادی از خضوع، تسلیم و پاکسازی سبک و بدون تکلف پیش از پیشگاه الهی است.
از سوی دیگر، در سنتهای ابراهیمی قدیمیتر مانند یهودیت و مسیحیت، مسح کردن (غالباً با روغنهای مقدس) به معنای برگزیدگی، تطهیر مذهبی و اعطای مقام پیامبری یا پادشاهی بوده است. به همین جهت واژه مشهور «مسیح» نیز از همین ریشه مشتق شده و به معنای فرد مسحشده و برکتیافته است. در مجموع، مسح فراتر از یک عمل فیزیکی، نمادی از انتقال برکت، طهارت روح و آمادگی برای عبادات آیینی محسوب میشود.