یعنی چه
این واژه به معنای هر چیزی است که عمل شمارش روی آن انجام نشده باشد. در ادبیات فارسی مجازاً به مفهوم فراوانی، بیحساب بودن و عظمت تعداد نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة حرف نون، کسرة حرف شین، ضمة حرف میم و سکون حرف راء است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «شمارشنشده» یا «حسابنشده» به کار میرود.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم فیزیکیِ شمارشنشده از Uncounted و برای مبالغه در فراوانی از Countless استفاده میشود.
به عربی
ترکیب غَیر مَعدود دقیقترین معادل برای وجه صفت مفعولی آن است و اصطلاح بلا حساب جنبه کنایی آن را پوشش میدهد.
به فارسی
مترادفهای اصیل و دقیق فارسی این واژه شامل ناشمرده، بیشمار و بیحساب هستند که در متون کهن و معاصر کاربرد فراوان دارند.
نماد چیست
در نشانهشناسی ادبی، این واژه نماد چیزی است که به دلیل فراوانی بیش از حد یا بیتوجهی، حد و مرز مشخصی برای آن تعیین نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل نشمرده
واژهٔ «نشمرده» یک صفت مفعولی مرکب و منفی در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «نـ» و بن ماضی فعل «شمردن» به همراه پسوند «ـه» ساخته شده است. این کلمه در وهلهٔ اول به هر امر یا شیئی اشاره دارد که فرآیند حساب و کتاب و شمارش روی آن صورت نگرفته باشد و کاملاً مجهول یا دستنخورده باقی مانده باشد.
در کاربردهای ادبی و مجازی، شعرا و نویسندگان فارسیزبان از این واژه برای تداعی مفهوم بیکرانگی، فراوانی مفرط و کثرت غیرقابل شمارش استفاده میکنند. برای مثال، نعمات یا اندوختههایی که آنقدر زیادند که حسابشان در دست نیست، در این ساختار معنایی قرار میگیرند. این کلمه از ریشههای کهن زبان پهلوی مشتق شده و اصالت کاملاً فارسی دارد.