یعنی چه
الخمله در لغت به معنای جامه یا پارچه پرزدار و مخملی، موی شتر و لایه نرم روی پارچه است. همچنین در تعابیر کهن مجازاً به درون، باطن و رازهای پنهان انسان اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه با الف و لام تعریف عربی آغاز شده و به صورت اَلْخَمْلَة (با سکون میم و فتح خاء) تلفظ میشود و از ریشه خمل اشتقاق یافته است.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، واژه الخمله به عنوان یک کلمه شش حرفی با مفهوم پارچه پرزدار، جامه مخملی یا باطن شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد، از کلماتی مانند Velvet برای پارچه مخمل و Nap یا Pile برای خواب و پرز نرم روی سطح پارچه استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از واژه «خمل» به معنای پوشش نرم و کرکی یا پنهان شدن مشتق شده است.
به فارسی
برگردان دقیق این کلمه در متون کهن فارسی به صورت مخمل، پارچه خوابدار، پشم شتر و در مفهوم کنایهای به شکل باطن و سرّ درون ترجمه میشود.
در قرآن
واژه الخمله یا ریشه «خ م ل» به معنای پرز و پارچه، کاربرد قرآنی مشهوری ندارد و در متن قرآن کریم گزارش و مستند نشده است.
نماد چیست
در ادبیات، الخمله میتواند نمادی از نرمی و لطافت پارچههای گرانبها، پوشیدگی باطن و یا بر اساس ریشه خمول، نماد گمنامی و دوری از شهرت باشد.
جمعبندی و توضیح کامل الخمله
واژه «الخمله» یک لفظ اصیل عربی است که به متون کهن و واژهنامههای فارسی راه یافته است. ریشه اصلی این کلمه «خ م ل» بوده و در وهله نخست به ویژگیهای ظاهری پارچههای کرکدار، مخملی و دارای خواب (مانند فرش یا پوششهای پشمی) اشاره دارد که حس لطافت و نرمی را منتقل میکنند.
از سوی دیگر، این واژه در کاربردهای بلاغی و کنایی ادبیات به معنای درون، باطن و رازهای پنهان انسان به کار میرود؛ برای مثال تعبیر «لئیم الخمله» به کسی اشاره دارد که ذاتی پست و پنهان دارد. همچنین به دلیل همریشه بودن با واژه «خمول»، گاهی معنای پنهانکاری، خاموشی و گمنامی را در بستر ادبی و عرفانی تداعی میکند.