یعنی چه
در لغت به معنی کسی است که قطرات و باقیمانده نوشیدنی (جرعهها) را از ته جام یا زمین برمیچیند. در مفهوم کنایی و ادبی، به معنای ریزهخوار، شاگرد، پیرو یا کسی است که از فضل و علم استادی بزرگ، توشهای اندک برمیدارد.
تلفظ
این واژه ترکیبی از «جُرعه» (واژه عربی) و «چین» (بن مضارع چیدن از فارسی) است و در زبان فارسی به صورت جُرْ عِ چِینْ قرائت و تلفظ میشود.
در جدول
در سوالات جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به کنایه از ریزهخوار، بهرهمند از اندک یا کسی که جرعهها را جمع میکند، واژه هفت حرفی «جرعه چین» قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم اصطلاحی و ادبی جرعهچین در زبان انگلیسی، میتوان از واژههایی که به خوشهچینی، جمعآوری اندک یا ریزهخواری اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح ترکیبی مستقیمی معادل آن وجود ندارد، اما عباراتی چون رشفة جان یا واژههای تفسیری مانند متجرع و طفیلی مفهوم آن را میرسانند.
به فارسی
در زبان فارسی، واژههایی نظیر ریزهخوار، خوشهچین، جیرهخوار، بهرهمند و جرعهنوش نزدیکترین معادلها، جایگزینها و مترادفها برای این صفت فاعلی مرکب کنایی هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و شعر سنتی فارسی، «جرعهچین» نماد تواضع، نیازمندی، فیضطلبی و ارادت خالصانه به معشوق، پیر یا پروردگار است. شاعران کلاسیک نظیر خاقانی از این واژه برای نشان دادن فقر معنوی خود یا حتی شاهان در برابر عظمت ممدوح بهره میبرند.
جمعبندی و توضیح کامل جرعه چین
واژه «جرعهچین» یک صفت فاعلی مرکب و اصطلاح کنایی و ادبی در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «جرعه» (از ریشه جرع به معنی یکبار آشامیدن) و بن مضارع فارسی «چین» (از مصدر چیدن به معنی جمع کردن) ساخته شده است. این واژه در لغت به کسی اشاره دارد که قطرات باقیمانده مایعات و باده را از ته جام برمیچیند، اما در ادبیات فارسی به معنای کنایی ریزهخوار، شاگرد و کسی است که توشهای اندک از فضل و دانش بزرگان برمیدارد.
در شعر فارسی و متون عرفانی، این ترکیب کاربرد نمادین دارد و نمایانگر تواضع، ارادت، فقر معنوی و طلب فیض دائمی سالک از آستان الهی یا معشوق است. این واژه بهطور مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما ریشه عربی بخش اول آن کاربرد دارد. نزدیکترین مترادفهای فارسی آن ریزهچین، خوشهچین و جرعهنوش هستند.