یعنی چه
حفرهدار در لغت به معنای داشتن چاله، فرورفتگی، یا روزنههای عمیق است. این واژه در اصطلاحات علمی و کاربردهای عمومی برای توصیف اجسام، سنگها یا بافتهایی به کار میرود که ساختار یکپارچه ندارند و در درون یا سطح آنها فضاهای خالی وجود دارد.
تلفظ
این واژه از ترکیب کلمه سه هجایی حُفْه رَه (با ریشه عربی) و پسوند دار (فارسی) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه ۷ حرفی حفره دار یا معادلهای ۶ حرفی آن مانند متخلخل کاربرد دارد.
به انگلیسی
در متون علمی و تخصصی انگلیسی، بسته به نوع بافت و ساختار از واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
برای توصیف اشیایی با این ویژگی در زبان عربی از این واژهها استفاده میگردد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این کلمات دقیقترین معادل برای توصیف سطوح یا ساختارهای حفرهدار هستند.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژگان مصطلح هممعنی شامل مواردی چون متخلخل، سوراخدار، روزنهدار، چاهکدار و مجوف است که ساختاری غیرمتراکم را توصیف میکنند.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات کلاسیک نمادگرایی مستقلی ندارد؛ اما در علوم مهندسی و توصیف عمومی، وجود حفره نمادی از ضعف ساختاری، نفوذپذیری، نقص یا ناپایداری در یک جسم (مانند بتن یا سنگ) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل حفره دار
واژه «حفرهدار» یک صفت مشتق-مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب اسم «حفره» (ریشه عربی به معنی گودال و چاله) و پسوند تصاحب «ـدار» (فارسی) ساخته شده است. این واژه به هر نوع سطح، شیء یا بافتی اشاره دارد که دارای فضاهای خالی، منافذ یا گودالهای متعدد باشد. در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید، ریشه کلمه اصلی به کندن زمین پیوند خورده و در قرآن کریم نیز کلمه پایه آن یعنی «حفره» یکبار در سوره آلعمران به معنای گودال آتش آمده است.
در کاربردهای علمی و تخصصی، بهویژه در زمینشناسی، متالورژی و مهندسی عمران، صفت حفرهدار برای توصیف سنگهای آتشفشانی، خاکها یا بتنهایی به کار میرود که به دلیل وجود خللوفرج فراوان، خاصیت نفوذپذیری بالا و گاهی ضعف ساختاری دارند. این مفهوم در زبانهای دیگر با واژههایی نظیر Porous در انگلیسی یا مسامی در عربی شناخته میشود و نقطه مقابل مفاهیمی چون متراکم، صلب و یکپارچه است.