معنی
این واژه در اصل به معنی پدیدار شدن بعد از خفا است. در متون مختلف به هویدا شدن یک امر، تابش نور و برطرف شدن پرده از روی یک حقیقت اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی میگویند چیزی تجل یا تجلی یافته، یعنی آن چیز که پیشتر پنهان یا پوشیده بوده، اکنون آینهای برای ظهور پیدا کرده و ابعاد آن برای دیگران قابل مشاهده و درک شده است.
مترادف
این واژهها همگی بر مفهوم از خفا درآمدن و آشکار شدن دلالت دارند.
متضاد
کلماتی که مفهوم پنهان شدن و دور از چشم ماندن را میرسانند، متضاد این واژه هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (ج ل و) یا (ج ل ی) مشتق شدهاند.
ریشه
این کلمه از زبان عربی وارد فارسی شده است. در اصلِ لغت، به معنای پاک کردن و هویدا کردن چیزی است؛ به طوری که تمام خصوصیات آن آشکار و درخشان شود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، طراحان معمولاً برای راهنمای «آشکار شدن» یا «جلوهگر شدن» که پاسخ ۳ حرفی میطلبد، از واژه «تجل» استفاده میکنند که حالت مخفف یا مجزوم تجلی است.
به انگلیسی
انتخاب معادل انگلیسی بستگی به این دارد که منظور ظهور مادی یک پدیده (Manifestation) باشد یا تجلی عرفانی و مذهبی (Epiphany).
جمعبندی و توضیح کامل تجل
واژه «تجل» در اصل شکل کوتاهشده، مرخم یا حالت مجزوم فعل «تَجَلّیٰ» از باب تفعل در زبان عربی است که در زبان فارسی بیشتر به صورت اسم مصدر «تجلی» شناخته میشود. معنای لغوی آن آشکار شدن، پدیدار شدن، رونمایی و هویدا گشتن امر پنهان یا تابش نور است. این کلمه در حل جدولهای کلمات متقاطع کاربرد زیادی دارد و به عنوان یک پاسخ ۳ حرفی برای مفهوم پدیدار شدن مد نظر قرار میگیرد.
در فرهنگ و ادبیات عرفانی اسلامی، این واژه اهمیت بسیار بالایی دارد و به معنای ظهور انوار غیبی، صفات یا ذات الهی بر آینه دل سالک یا پهنه عالم هستی است. عالیترین تجلی نمادین آن در قرآن کریم و در داستان جلوه خداوند بر کوه طور (آیه ۱۴۳ سوره اعراف) مطرح شده که نشاندهنده عظمت حضور و شهود معنوی است.