معنی
حشو در لغت به معنای پر کردن و آکندن درون چیزی (مانند بالش یا لحاف) با پنبه و پشم است. در اصطلاح ادبی و نگارشی، به سخن، کلمه یا عبارت زائد و غیرضروری گفته میشود که نقشی در انتقال معنا ندارد و حذف آن به اصالت متن آسیب نمیزند.
یعنی چه
وقتی میگویند عبارتی «حشو» است، یعنی آن کلمه یا جمله بار معنایی جدیدی به متن اضافه نمیکند و تنها باعث طولانی شدن بیمورد سخن شده است؛ مانند عبارت «سنگ حجرالاسود» که کلمه سنگ در آن اضافی است.
مترادف
این واژهها همگی بر مفهوم زیادهگویی و وجود عناصر غیرضروری در یک ساختار دلالت دارند.
تلفظ
این واژه به فتح حرف اول (ح) و سکون حرف دوم (ش) و سوم (و) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «کلام زائد»، «اضافات سخن» یا «لایی لباس»، واژه ۳ حرفی «حشو» مد نظر است.
به انگلیسی
در حوزه زبانشناسی و نگارش انگلیسی، واژه Redundancy دقیقترین معادل برای حشو و تکرار زائد است.
به عربی
واژه حشو اصالتاً ریشه عربی دارد و در علوم بلاغت و لغت عرب نیز به همین معنای کلام زائد یا مواد پرکننده به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه در معنای مادی «آگنه» یا «لایی» (چیزی که درون جامه یا بالش را با آن پر کنند) و در معنای معنوی و ادبی «زیادهگویی» و «کلام زاید» است.
جمعبندی و توضیح کامل حشو
واژه «حشو» از ریشه عربی به معنای پر کردن و انباشتن گرفته شده است. در گذشته این کلمه به مواد پرکنندهای مانند پشم و پنبه که درون بالش، لحاف یا لایی لباس قرار میگرفت، اطلاق میشد. اما در سیر تطور زبان و به ویژه در دانش ادبی و نقد نگارش، این واژه تغییر کاربرد داد و به هرگونه کلمه، عبارت یا جمله زائد و غیرضروری گفته شد که لابه لای سخن میآید بدون آنکه فایدهای به حال معنای اصلی داشته باشد.
وجود حشو در نویسندگی و سخنوری معمولاً یک ضعف نگارشی و نشانه عدم تسلط گوینده به شمار میرود، چرا که با حذف آن، ساختار جمله هیچ آسیب منطقی یا معنایی نمیبیند. با این حال، در علوم قرآنی و تفسیری تأکید شده است که متن قرآن کریم از هرگونه حشو قبیح پاک بوده و تکرارها یا تأکیدهای موجود در آن، همگی دارای جنبههای عمیق بلاغی و فصاحت هستند.