معنی
واژه «جر» دارای چند وجه معنایی متمایز است؛ در زبان عامیانه به معنی پاره کردن و شکافتن لباس یا کاغذ (جِر) و همچنین دبه کردن و تقلب در بازی (جر زدن) است. در ادبیات و ریشه عربی (جَرّ) به معنی کشیدن، امتداد دادن و در قواعد دستوری به معنای حالت مجرور و کسره گرفتن اواخر کلمات است. در ترکیب «جر و بحث» نیز به معنی مگو و مشاجره به کار میرود.
یعنی چه
این کلمه بسته به لحن و بافتار، مفاهیم مختلفی را متبادر میکند؛ وقتی در گفتگوهای روزمره میگویند «جر داد»، یعنی چیزی را پاره کرد. در محیط بازی، «جر زد» یعنی قانون بازی را رعایت نکرد و تقلب نمود. در فضای اداری یا فقهی و نحوی، نشاندهنده حالت وابستگی دستوری کلمات به وسیله حروف جر است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه دو خاستگاه کاملاً مجزا دارد؛ معنای پاره شدن و صدای حاصل از آن (جررر) یک اسم صوت اصیل فارسی است. اما معانی مربوط به کشیدن، جرثقیل، جر و بحث و اصطلاحات نحوی، از ریشه عربی «ج ر ر» (Jarra) به معنی کشیدن و امتداد دادن وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر سوال درباره پاره کردن عامیانه، تقلب در بازی یا اصطلاح نحوی دو حرفی باشد، پاسخ دقیق آن «جر» است.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل جر
واژه «جر» یکی از کلمات جالب در زبان فارسی است که به صورت همنام (هومونیم) با دو ریشه کاملاً متفاوت به کار میرود. از یک سو در فرهنگ عامه و زبان روزمره، تداعیکننده صدای پاره شدن پارچه و کاغذ است که به مرور به معنای تقلب و زیر قول خود زدن در بازیها (جر زدن) نیز تعمیم یافته است.
از سوی دیگر، این واژه با ریشه عربیِ خود به معنای کشیدن و امتداد دادن، جایگاه ویژهای در ادبیات، اصطلاحات فنی (مانند جرثقیل) و علم نحو دارد. ترکیبهایی نظیر «جر و بحث» نیز از همین ریشه و به نشانه کشمکش و اصطکاک کلامی میان افراد شکل گرفته است.
در ساختار قرآن کریم هرچند این واژه به صورت مجزا به کار نرفته، اما ریشه زبانی و ابزارهای ساختاری آن یعنی «حروف جر» نقشی کلیدی در پیوند دادن کلمات و معنابخشی به آیات الهی ایفا میکنند.