معنی
واژهٔ گرو در زبان فارسی به چند معنای اصلی به کار میرود؛ نخست، مال یا کالایی که به عنوان وثیقه و تضمین برای بازپرداخت بدهی یا وام نزد طلبکار قرار میگیرد (رهن). دوم، مال یا داوی که در مسابقه و شرطبندی وسط میگذارند تا به برنده برسد. سوم، در معنای مجازی به پایبندی، تعهد و اسارت در عهد و پیمان اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی چیزی در گروِ دیگری قرار میگیرد، یعنی آزادی یا بازپسگیری آن مشروط به انجام یک تعهد، پرداخت بدهی یا مشخص شدن نتیجهٔ یک شرط است. این کلمه به طور کلی مفهوم وابستگی حقوقی یا اخلاقی یک چیز به چیز دیگر را میرساند.
مترادف
این واژهها در بافتهای مالی، فقهی، حقوقی و بازیها با گرو هممعنی هستند.
متضاد
کلماتی که مفهوم رهایی از تعهد، وثیقه یا اسارتِ عهد را میرسانند.
هم خانواده
واژههای مشتق و مرکبی که از ریشهٔ گرو یا در ترکیب با آن ساخته شدهاند.
ریشه
این واژه کاملاً ایرانی و اصیل است. در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت «گروبو» (graw) و در پارسی باستان از مادهٔ «گرابا» (-grāba) به معنی «گرفتن و بهچنگ آوردن» آمده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ «گرو» به عنوان پاسخ کلماتی چون رهن، وثیقه یا شرطبندی کاربرد دارد و دقیقاً ۳ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در بافت حقوقی، بانکی یا شرطبندی استفاده شود، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل گرو
واژهٔ «گرو» یکی از اصیلترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و مفهوم «گرفتن و ضمانت» دارد. این کلمه در طول تاریخ در دو حوزهٔ کاملاً متمایز رشد کرده است؛ از یک سو در مباحث حقوقی، فقهی و مالی به معنای رهن و وثیقهای است که امنیت خاطر طلبکار را فراهم میسازد، و از سوی دیگر در فرهنگ عامه و مسابقات، به معنای مال یا شرطی است که برندهٔ میدان آن را تصاحب میکند.
علاوه بر کاربردهای مادی، «گرو» جایگاه ویژهای در ادبیات و عرفان ایرانی دارد و به عنوان نمادی از تعهد عمیق، مسئولیتپذیری اخلاقی و اسارتِ جان در عهد و پیمان به کار میرود. این مفهوم معادل همان تعبیر قرآنیِ «رهینة» است که انسان را در بازداشت و گروگانِ اعمال خویش توصیف میکند.