معنی
واژه جلا در زبان فارسی به چند معنای محوری به کار میرود؛ نخست به معنی درخشندگی، روشنایی و صیقل دادن فلزات یا آینه برای زدودن زنگار، و دوم در ترکیب «جلای وطن» به معنی مهاجرت، کوچ و دور شدن از میهن.
یعنی چه
جلا به زبان ساده یعنی کاری کنیم که یک شیء کدر دوباره برق بزند و نور را منعکس کند. در کاربردی دیگر، به معنی رها کردن خانه و کاشانه و رفتن به سرزمین دیگری است.
مترادف
این کلمات هممعنی واژه جلا در کاربردهای مختلف آن به شمار میروند.
متضاد
این واژهها مفاهیمی مخالف با درخشندگی و صیقلخوردگی جلا را نشان میدهند.
هم خانواده
واژههای همریشه که مفهوم آشکار شدن و روشنایی را در خود دارند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ج ل و» یا «ج ل ی» وام گرفته شده است که در معنای اصلی خود به آشکار شدن، روشن شدن و ظاهر شدن حقیقت اشاره دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه جلا معمولاً به عنوان پاسخ برای پرسشهای صیقل، درخشندگی یا براق کردن ظروف به کار میرود و خود یک کلمه سه حرفی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از واژههای مختلفی برای رساندن مفهوم صیقل و درخشش جلا استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جلا
واژه «جلا» در زبان فارسی کاربردی دوگانه اما بسیار عمیق دارد. در وهله اول، این کلمه یادآور درخشش، صیقل دادن و زدودن زنگار از روی اشیایی مانند فلزات و آینههاست که باعث بازتاب نور و رونق ظاهری آنها میشود. این مفهوم در ادبیات عرفانی نیز به عنوان نمادی از پاکسازی درون و تزکیه نفس برای تجلی نور حق به کار میرود.
در معنای دوم که اغلب در ترکیب «جلای وطن» دیده میشود، این واژه ریشه در مفهوم کوچ، مهاجرت یا ترک اجباری دیار دارد. این کاربرد در متون کهن و حتی قرآن کریم (آیه ۲ سوره حشر) نیز سابقه دارد و نشاندهنده ابعاد گوناگون معنایی این کلمه سه حرفی در طول تاریخ زبان است.