یعنی چه
واژه گتاره در سه معنای متفاوت کاربرد دارد؛ نخست دگرگونی عامیانه از واژه تاریخی «کتاره» به معنی سلاح سرد (قمه و قداره)، دوم در گویش مازندارنی به معنی بحث، جدل و بگومگو، و سوم به عنوان یک اسم خاص جغرافیایی که نام روستایی در بخش موسیان شهرستان دهلران در استان ایلام است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت گَتارِه (Gatāreh) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه گتاره به عنوان پاسخ پنج حرفی برای طراحان جدول در مفاهیمی چون نوعی شمشیر پهن و کوتاه، خنجر یا قمه کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معنای سلاح سرد از واژگان Dagger یا Short sword استفاده میشود و برای نام خاص جغرافیایی (روستا)، به صورت Gatāreh ترانویسی میگردد.
به ترکی
در زبان ترکی برای معادلسازی مفهوم این نوع سلاح سرد از واژههای Kama (قمه) یا Pala (قداره/شمشیر کوتاه) استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل این واژه در زبان فارسی معیار شامل قداره، قمه، کارد بزرگ، خنجر و کتاله است. همچنین در بخش گویشی معادل مشاجره و جروبحث برای آن صدق میکند.
نماد چیست
این واژه به دلیل همریشه بودن با غداره و قداره، در ادبیات و فرهنگ عامه مجازاً به عنوان نمادی از خشونت، جنگآوری، تندخویی و اصطلاحاً «غدارهبندی» یا گردنکشی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گتاره
واژه «گتاره» یک واژه چندبعدی است که در بررسیهای لغوی و جغرافیایی کاربردهای متفاوتی دارد. ریشه اصلی این واژه در معنای سلاح سرد، به کلمه تاریخی «کتاره» (یا قتاره) بازمیگردد که در تاریخ بیهقی و سفرنامه ناصرخسرو نیز به آن اشاره شده است. این واژه در زبان عامیانه به مرور زمان با تغییر حروف به غداره و گتاره تبدیل شده و به معنای شمشیر پهن، قمه یا خنجر به کار میرود.
علاوه بر این، گتاره در گویش بومی مازندرانی به مفهوم بگومگو، مرافعه و سخن گفتن از روی کینه کاربرد دارد. در حوزه جغرافیا نیز این واژه یک اسم خاص (Toponym) برای روستایی در استان ایلام و شهرستان دهلران است که در منابع رسمی ثبت شده است. بنابراین بسته به متن، میتواند معنای سلاح، رفتار گویشی یا نام مکان داشته باشد.