معنی
واژهٔ «جلی» صفت مفعولی یا صفت مشبهه است و به هر چیزی که کاملاً آشکار، پدیدار، نمایان و بدون ابهام باشد، دلالت دارد. همچنین در هنر خوشنویسی به خطی که با قلم درشت و بسیار واضح نوشته میشود، «خط جلی» میگویند.
یعنی چه
وقتی میگویند موضوعی جلی است، یعنی آن مسئله هیچگونه پیچیدگی، پنهانکاری یا ابهامی ندارد و مانند روز روشن است. این کلمه در متون فلسفی، فقهی و ادبی در مقابل امر «خفی» یا پنهان به کار میرود.
مترادف
این کلمات همگی بر نمایان بودن و عدم خفا دلالت دارند و در جملات مختلف میتوانند به جای جلی بنشینند.
متضاد
اصلیترین و دقیقترین متضاد کلمهٔ جلی در زبان فارسی و عربی، واژهٔ «خَفی» به معنای پنهان و ناپیدا است.
هم خانواده
این واژگان همگی از یک ریشه لغوی مشتق شدهاند و مفاهیمی چون روشنایی، آشکار شدن و زدودن تیرگی را در خود دارند.
ریشه
واژهٔ جلی ریشه در زبان عربی دارد و از مادهٔ «جَلَوَ» یا «جَلَیَ» گرفته شده است که به معنای آشکار شدن، پدیدار گشتن و برطرف شدن حجاب و تیرگی است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح سوال عباراتی مثل «آشکار و هویدا»، «روشن و واضح» یا «خط درشت خوشنویسی» را با تعداد حروف ۳ تایی بخواهد، پاسخ دقیق آن «جلی» است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم جلی در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، میتوان از صفتهای متعددی استفاده کرد که نشاندهنده وضوح و عیان بودن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل جلی
واژهٔ «جلی» یک صفت کاربردی با ریشهٔ عربی است که به فرهنگ لغات فارسی وارد شده و معنای اصلی آن واضح، روشن، آشکار و هویدا است. این کلمه در فلسفه، منطق و فقه به عنوان نقطهی مقابل واژهٔ «خفی» (پنهان) به کار میرود تا اموری را توصیف کند که نیازی به استدلال پیچیده ندارند و به راحتی قابل درک و رویت هستند.
علاوه بر کاربرد معناییِ عام در اصطلاحِ هنری و خوشنویسی، «خط جلی» یا «قلم جلی» به نگارشی گفته میشود که درشت، واضح و خوانا باشد، به طوری که از فاصلهٔ دور نیز به چشم بیاید. در ادبیات عرفانی نیز این واژه ارتباط تنگاتنگی با مفهوم تجلی و آشکار شدن انوار الهی پس از رفع حجابهای معنوی دارد.