یعنی چه
این واژه جمع «زله» است و سه معنای مجزا دارد: نخست طعام و پسمانده غذایی که از مهمانی میبرند؛ دوم در اصطلاح عامیانه به معنی کلافگی، ستوه و عجز؛ سوم در فارسی اصیل به معنی حشره زنجره یا جیرجیرک.
تلفظ
بسته به معنا، این واژه به صورت زَلِهها (در معنای حشره یا عامیانه) یا زَلّهها (با تشدید لام، در معنای پسمانده طعام و لغزشها) تلفظ میشود.
در جدول
در جداول کلمات متقاطع، این واژه دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان معادل پسمانده غذا، توشه ضیافت، یا حالت ستوه و کلافگی به کار میرود.
به انگلیسی
ترجمه انگلیسی این واژه کاملاً وابسته به بستر متن است و میتواند به غذای باقیمانده، حالت خستگی و عجز، یا حشره زنجره اشاره داشته باشد.
به عربی
ریشه این واژه در معنای لغزش یا طعام مائده عربی (زلّة) است. در قرآن کریم نیز صورت مفرد آن یعنی «زلة» به معنی لغزش و خطا آمده است.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل و سره این واژه شامل عباراتی چون پسخورد خوان، توشه، ستوه، عجز، درماندگی، زنجره، جزد و جیرجیرک است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی بهویژه در اشعار مولوی، «زله برداشتن» نمادی از آزمندی، حرص و کوچکطبعی انسان در برابر سفره نعمات و مائدههای آسمانی است. همچنین میتواند نماد لغزش و ضعف اراده باشد.
جمعبندی و توضیح کامل زله ها
واژه «زلهها» در زبان فارسی کلمهای چندمعنایی با ریشهها و کاربردهای متفاوت است. در ادبیات کلاسیک و اشعار بزرگانی چون مولوی، این واژه جمع «زله» (با ریشه عربی) و به معنای پسمانده طعام و توشهای است که مهمانان از سفره ضیافت برای خانواده خود برمیدارند. همچنین در متون قدیمی گاه به عنوان جمع لغزشها، خطاها و اضطرابهای درونی به کار رفته است.
در تداول عامیانه و زبان امروزی، «زله» معنای کاملاً متفاوتی یافته و به حالت کلافگی، خستگی شدید، عجز و درماندگی اشاره دارد که در عباراتی مانند «زله شدن» یا «زله کردن» دیده میشود. افزون بر این، در فارسی کهن و اشعار رودکی، این واژه به نوعی حشره سبزرنگ و صدادار (زنجره یا جیرجیرک) نیز اطلاق میشده است.
گاهی نیز در جستجوهای روزمره، این کلمه به دلیل شباهت املایی با واژه «زلزلهها» (به معنی زمینلرزهها) اشتباه گرفته میشود. در مجموع، زلهها واژهای ۵ حرفی است که در حل جدول دستمایه طراحان قرار میگیرد و در ادبیات عرفانی نمادی از حرص و آزمندی انسان در پیشگاه نعمات الهی محسوب میشود.