یعنی چه
این عبارت یک مصدر مرکب کنایی در زبان فارسی است که دو معنای متمایز دارد: نخست به معنی از دست دادن قدرت، عاجز شدن و تسلیم شدن (رها کردن چنگال دفاعی)، و دوم به معنی واقعی کلمه یعنی پنجه زدن و شکار کردن مانند رفتار گرگ و پلنگ.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [čangāl afkandan] است که از دو واژهٔ «چَنگال» و «اَفكَندَن» تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان یک اصطلاح ۱۱ حرفی کنایی به معنی عاجز شدن یا پنجه انداختن به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، معادلهای انگلیسی آن متفاوت است؛ در مفاهیم تسلیم شدن از واژگان و اصطلاحات عدم مقاومت و در مفاهیم فیزیکی از واژگان مرتبط با پنجه زدن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بخش کنایی آن از واژگان مترادف با تسلیم و برای بخش فیزیکی از واژگان مرتبط با صید و مخلب (چنگال) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل این عبارت شامل عاجز شدن، زبون شدن، تسلیم شدن، سپر انداختن (در معنای اول) و پنجه افکندن، چنگ زدن و چنگال درزدن (در معنای دوم) است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، این عبارت نمادی از «تسلیم شدن حیات وحش در برابر قدرت والاتر» یا «شکست ابهت» است؛ چنانکه منجیک ترمذی میگوید شیر از بیم دشنهٔ ممدوح، چنگال میافکند (تسلیم میشود و قدرت دفاعیاش را زمین میگذارد).
جمعبندی و توضیح کامل چنگال افکندن
عبارت «چنگال افکندن» یک مصدر مرکب کنایی و فصیح در زبان و ادبیات فارسی است. برخلاف تصور اولیه که ممکن است آن را تنها به معنی هجوم و پنجه زدن به صید بدانند، این واژه در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا دارای یک وجه کنایی بسیار ظریف است؛ این وجه کنایی به معنای از دست دادن قدرت، عاجز شدن، زبون گشتن و در واقع زمین گذاشتن سلاح و چنگال دفاعی در برابر قدرتی برتر است.
بررسی شاهدهای شعری نشان میدهد که این اصطلاح کاملاً پارسی، در شعر سبک خراسانی برای توصیف اوج عظمت یک پهلوان یا ممدوح به کار میرفته است؛ به طوری که حتی حیوانات درندهای مانند شیر نیز از ترس ابهت او، چنگال خود را میافکنند و تسلیم میشوند. بنابراین، این عبارت هم در معنای حقیقیِ پنجه زدن شکارچی و هم در معنای کناییِ تسلیم شدن کاربرد دارد.