معنی
نپاید در زبان فارسی به معنای عدم پایداری، سپری شدن و ماندگار نبودن است. این واژه نشاندهنده وضعیتی است که ثبات ندارد و به زودی از بین میرود.
یعنی چه
این کلمه از ترکیب پیشوند نفی «نـ» و فعل «پاید» (از مصدر پاییدن) ساخته شده است و به این معناست که چیزی قرار و آرام ندارد، ثابت نمیماند و ناپایدار است.
متضاد
واژههایی که مفهوم ماندگاری، ثبات و جاودانگی را میرسانند، متضاد این کلمه به شمار میروند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت نَپایَد (na-pā-yad) است که در آن حرف نون مفتوح، پا به صورت کشیده و ید به صورت کوتاه ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «دوام نمیآورد»، «باقی نمیماند» یا «ثابت نمیماند»، واژه ۵ حرفی «نپاید» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که به عدم ماندگاری و موقتی بودن اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال و صفاتی که بر فانی بودن و عدم استقرار دلالت میکنند، معادل این واژه قرار میگیرند.
به فارسی
برگردانها و عبارات هممعنای این واژه در فارسی روان شامل مواردی چون «دوام نمیآورد»، «از بین میرود» و «باقی نمیماند» است.
جمعبندی و توضیح کامل نپاید
واژه «نپاید» در اصل یک شکل صرفی و ادبی از فعل مضارع منفی است که از مصدر «پاییدن» یا «نپاییدن» ساخته شده است. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی و زبان معیار، به عنوان نمادی از بیوفایی، ناپایداری و زوال پدیدههای مادی و دنیوی به کار میرود؛ همانطور که فردوسی بزرگ میفرماید: «نپاید جهان ای برادر به کس / نماند جز از نام نیکو و بس».
از نظر ساختاری، این کلمه با اضافه شدن پیشوند نفی «نـ» به ریشه پهلوی و پارسی باستان (pā) به معنی پاسداری کردن و بر جای ماندن شکل گرفته است. اگرچه این واژه به صورت مستقیم و لفظی در متن قرآن کریم نیامده است، اما از نظر مفهوم تفسیری کاملاً با آیاتی که بر فانی بودن دنیا و کائنات دلالت دارند (مانند کل من علیها فان) همخوانی دارد و ابزاری کلیدی در اشعار عرفانی برای توصیف گذرا بودن جهان است.