معنی
خیال در لغت به معنی صورت ذهنی، پندار، گمان و صورتی است که در خواب، آینه یا آب دیده میشود. در روانشناسی و فلسفه قدیم نیز به قوهای از حواس باطنی گفته میشود که تصاویر حسی را پس از غایب شدن مادهٔ آنها در ذهن حفظ و بازسازی میکند.
یعنی چه
این واژه بار معنایی دوگانهای دارد؛ هم به معنی تخیل هنری و سازنده است و هم به پندارهای باطل، توهم و امور غیرواقعی اشاره میکند که ریشه مادی و عینی ندارند.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه عربی است و از ریشهٔ سه حرفی «خيل» (خَیَلَ) گرفته شده است. معنای اصلی این ریشه در زبان عربی پنداشتن، گمان کردن و مصور شدن چیزی در ذهن است. این ریشه در قرآن کریم نیز به صورت فعل «يُخَيَّلُ» (درباره سحر ساحران فرعون) و اسم فاعل «مُخْتَال» (خیالبافِ خودپسند) به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در پاسخ به سوالات طراحان جدول، واژه «خیال» کلمهای ۴ حرفی است که به عنوان هممعنی پندار، گمان، وهم یا سایه و شبح مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، واژه خیال در زبان انگلیسی معادلهای متفاوتی دارد؛ برای نیروی خلاق ذهنی از Imagination و برای افکار غیرواقعی و فانتزی از Fantasy یا Illusion استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خیال
واژهٔ «خیال» ریشه در زبان عربی دارد و از طریق ریشه «خ ی ل» وارد زبان فارسی شده است. این واژه در اصل به معنای صورت یا نقشی است که از چیزی در ذهن یا آینه شکل میگیرد، بدون آنکه خودِ آن شیء لزوماً حضور مادی داشته باشد. در ادبیات و عرفان فارسی، خیال جایگاه بسیار والایی دارد و اغلب با نمادهایی چون آینه، آب روان، سایه و شبح توصیف میشود تا ناپایداری دنیا یا انعکاس دنیای درون را بازگو کند.
این کلمه از نظر معنایی ساختاری دوگانه دارد؛ در رویکرد مثبت، همان قوهٔ تخیل، خلاقیت هنری و آرمانخواهی است که به شعر و هنر جان میدهد. در رویکرد منفی و فلسفی، به پندارهای پوچ، توهمات ذهنی و حجابهایی اشاره دارد که انسان را از درک واقعیت و حقیقت محض باز میدارند. در قرآن کریم نیز مشتقات این واژه برای توصیف خطای دید (در داستان ساحران فرعون) و همچنین توصیف انسانهای متکبر و خیالباف (مختال) استفاده شده است.