معنی
دانش در زبان فارسی به مجموع معلومات، آگاهی، معرفت و فهمی اطلاق میشود که انسان از طریق مطالعه، آموزش یا تجربه به دست میآورد. در متون کهن، این واژه پابه پای مفاهیمی چون خرد، بینش و فهم نیز به کار رفته است.
یعنی چه
عبارت دانش یعنی رسیدن به درک و بصیرت عمیق درباره واقعیتها، اصول و اطلاعات. این مفهوم فراتر از دادههای خام است و به توانایی تحلیل، یادگیری و به کار بستن معلومات در مسیر درست اشاره دارد.
مترادف
واژههای فوق در متون مختلف ادبی و علمی به عنوان هممعنی و جایگزین برای دانش استفاده میشوند.
متضاد
مفاهیمی که نشاندهنده نبود آگاهی، تاریکی ذهن و عدم شناخت هستند، متضاد دانش به شمار میروند.
هم خانواده
این واژهها همگی در زبان فارسی از بن ماضی «دانست» و بن مضارع «دان» مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه در پارسی میانه (پهلوی) به صورت dānišn به معنی آگاهی و درایست بوده است. ریشه تاریخی آن به زبانهای ایرانی باستان و هندواروپایی (*gno-) به معنی شناختن و دانستن بازمیگردد که حاصل ترکیب بن مضارع «دان» و پسوند اسمساز «ـِش» است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه دانش به عنوان پاسخ واژههایی چون علم، آگاهی یا دانایی به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
معادلهای بینالمللی و زبانی واژه دانش که برای ترجمه و کاربردهای چندزبانه استفاده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل دانش
دانش یکی از والاترین مفاهیم در فرهنگ و ادبیات فارسی است که به توانایی درک، شناخت و آگاهی عمیق از جهان پیرامون اشاره دارد. این واژه اصیل که ریشه در پارسی میانه دارد، فراتر از جمعآوری ساده اطلاعات است و به درآمیختگی خرد، تجربه و فهم دلالت میکند؛ به طوری که در طول تاریخ همواره به عنوان نوری در برابر تاریکی جهل و نادانی توصیف شده است.
در دیدگاه فرهنگی و مذهبی، گرچه عین لفظ دانش در متون عربی مانند قرآن کریم وجود ندارد، اما مفهوم مستقیم آن یعنی «علم» و مشتقاتش صدها بار تکرار شده و برابری نادانان با دانایان نفی گردیده است. نمادهایی چون کتاب، قلم و مشعل فروزان همگی نشاندهنده ارزش و پویایی این واژه در رشد عقلانی و کمال انسانی هستند.