یعنی چه
این عبارت به معنای ایجاد یا گسترش تباهی، انحراف، گناه و برهمزدن نظم طبیعی و اخلاقی در یک فرد، سیستم یا جامعه است. به بیراهه و ضلالت انداختن و آلوده کردن جنبههای اخلاقی، مالی یا عقیدتی از مصادیق اصلی آن به شمار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت «بِ فَ سادْ کَ شانْ دَ» (be fasād kešāndan) است که از حرف اضافه، اسم مصدر عربی و فعل مادی فارسی تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخهای جدولی، بسته به تعداد حروف مشخصشده، عباراتی نظیر «افساد»، «اغوا» یا خود عبارت «به فساد کشاندن» که دقیقاً ۱۲ حرف دارد، به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی مانند to corrupt رایجترین معادل برای این مفهوم هستند که بر از بین بردن سلامت اخلاقی یا اداری دلالت دارند.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی (ف-س-د) است و فعل «أفسد» و مصدر «إفساد» دقیقاً معنای به فساد کشاندن و از تعادل خارج کردن را افاده میکنند.
در قرآن
در قرآن کریم، مشتقات ریشه «فسد» بارها مطرح شدهاند. فرآیند به فساد کشاندن با واژگانی نظیر «یُفسِدُونَ فِی الأَرضِ» (در زمین فساد میسازند) بیان شده که مفسدان را دقیقاً در نقطه مقابل «مصلحان» (اصلاحگران) قرار میدهد و به معنای برهمزدن نظم دینی، اخلاقی و اجتماعی است.
نماد چیست
هرچند نماد رسمی و واحدی برای این ترکیب وجود ندارد، اما در فرهنگ عامه و بصری، مفهوم فساد و به فساد کشاندن معمولاً با نشانههایی چون «سیب گندیده» (که بقیه را هم خراب میکند)، «تاریکی اخلاقی»، «مار و سم» یا «سقوط از بلندی» تصویرسازی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل به فساد کشاندن
عبارت «به فساد کشاندن» یک ساخت سببی در زبان فارسی است که ریشه اصلی بخش اسمی آن به واژه عربی «فسد» برمیگردد. این اصطلاح در لغتنامهها و بافتهای گوناگون به معنای منحرف ساختن، آلوده کردن معنوی یا مالی، و سوق دادن یک شخص، جریان یا جامعه به سمت انحطاط و فروپاشی نظاممند معنا میشود.
در فرهنگ اسلامی و آیات قرآنی، این مفهوم تحت عنوان «إفساد» مورد بررسی قرار میگیرد که شدیداً نکوهش شده و نقطه مقابل آن «اصلاح» و هدایت است. در ادبیات معاصر و معماهای جدولی نیز واژگانی چون اغوا، تباهی و افساد به عنوان مفاهیم کلیدی همارز با آن شناخته میشوند.