یعنی چه
دست بدارنده صفت فاعلی مرکب از مصدر قدیمی و کهن «دست بداشتن» است. این واژه به فردی اطلاق میشود که از عمل، شیء، ادعا یا فردی چشمپوشی کرده، آن را رها میکند و از ادامه دادن منصرف میشود.
تلفظ
این واژه بر اساس ساختار واژگان فارسی کهن تلفظ میشود که شامل واجهای دَست (dast)، بِدار (be-dār) و پسوند نده (nde) است.
در جدول
در کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «ترککننده ۱۰ حرفی» یا «رهاکننده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به لحن و بافت متن، عباراتی که مفهوم دست کشیدن و رها کردن رسمی یا عامیانه را برسانند به عنوان معادل دقیق آن استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی با توجه به میزان تمایل یا اجبار در دست کشیدن از کار، از واژههای مشتق شده از ریشههای ترک، نزل و عرض استفاده میشود.
به فارسی
واژههای مترادف و برابرهای اصیل و رایج فارسی برای این اصطلاح شامل دستبردار، دستکشنده، چشمپوشیکننده و واگذارکننده هستند که مفهوم بریدن از یک عمل را میرسانند.
نماد چیست
این واژه یک صفت انتزاعی رفتاری است و نماد مادی یا ملموسی ندارد؛ اما در ادبیات عرفانی و اخلاقی، نمادی از زهد، کنار کشیدن از دعواها یا بریدن از دلبستگیهای مادی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دست بدارنده
واژه «دست بدارنده» یک صفت فاعلی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «دست» و بن مضارع «دار» (از مصدر کهن دست بداشتن به معنی ترک کردن و رها کردن) همراه با پسوند صفت فاعلی «-نده» ساخته شده است. این واژه اگرچه در لغتنامههای شاخص معاصر به عنوان یک مدخل مستقل و بسیار رایج ثبت نشده است، اما ساختار زبانی آن کاملاً شیوا، دوقسمتی و منطبق بر دستور زبان فارسی کلاسیک است که در اشعار قدیمی نظیر آثار نظامی گنجوی نیز ریشه دارد.
مفهوم کلیدی این واژه بر انصراف، رها کردن و چشمپوشی استوار است. شخصی که از یک موقعیت، شغل، ادعا یا مادیات دست میکشد، در واقع یک دست بدارنده (یا در اصطلاح امروز، دستبردار) است. این واژه از نظر بار معنایی پیوندی نزدیک با مفاهیمی چون زهد، اعراض و گذشت دارد و در بازیهای کلمات و جدولها نیز به عنوان یک اصطلاح ده حرفی دقیق شناخته میشود.