یعنی چه
این واژه در زیستشناسی به جانداران و حشراتی (بهویژه گونههایی از سوسکها) اطلاق میشود که منبع تغذیه اصلی آنها سرگین و مدفوع چهارپایان است و نقش مهمی در پاکسازی محیط زیست دارند.
تلفظ
تلفظ این واژه از دو بخش «سرگین» (با فتح سین و سکون راء) و «خوار» (به معنی خورنده، که واو آن خوانده نمیشود) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این نشانه معمولاً خود واژه «سرگین خوار» با ۹ حرف است. همچنین کلماتی مانند جعل، گندخوار یا سرگینغلتان نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این حشره از اصطلاح عمومی Dung beetle و برای توصیف علمی این نوع رفتار تغذیهای از واژه Coprophagous استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به این حشره خنفساء الروث یا جعل میگویند. همچنین در اصطلاحات فقهی، حیواناتی که از نجاسات تغذیه میکنند با نام الجلاله شناخته میشوند.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی آن شامل سرگینغلتان، گندخوار، نجاستخوار و کلماتی مانند خبزدوک و کِشتک در متون کهن است. این کلمه ترکیبی از سرگین (پهلوی: sargēn) و خوار (از ریشه خوردن) ساخته شده است.
نماد چیست
این حشره (بهویژه سوسک سرگینغلتان یا اسکاراب) در مصر باستان نمادی بسیار مقدس از خدای خپری، طلوع خورشید، آفرینش مجدد و حیات پس از مرگ بود. از نظر زیستمحیطی نیز نماد باروری خاک و بازیافت مواد آلی طبیعت است.
جمعبندی و توضیح کامل سرگین خوار
واژه «سرگینخوار» یک صفت فاعلی ترکیبی در زبان فارسی است که به جانداران و حشراتی تغذیهکننده از فضولات حیوانی اشاره دارد. معروفترین مصداق این واژه در طبیعت، سوسکهای سرگینغلتان یا جُعَل هستند که با غلتاندن و دفن کردن فضولات، نقش بیبدیلی در چرخه بازیافت مواد آلی، بهبود ساختار خاک و پاکسازی محیط زیست ایفا میکنند.
این موجود گرچه در ظاهر با فضولات سر و کار دارد، اما در تاریخ و فرهنگ نمادشناسی جایگاه ویژهای داشته است؛ به طوری که در مصر باستان تحت عنوان «اسکاراب» به عنوان نماد مقدسی از نوزایی، آفرینش مجدد و حرکت خورشید تکریم میشد. در زبان فارسی نماد تلاش برای تبدیل آلودگی به باروری است و در نظام فقهی نیز احکام خاصی تحت عنوان جلال برای حیوانات نجاستخوار تبیین شده است.