یعنی چه
این عبارت در لغت به معنی تکهتکه کردن سنگهای قیمتی است. در ادبیات فارسی به صورت کنایی در دو مفهوم عمده به کار میرود: نخست، شکفتن دهان به خنده و تبسم (که دندانها در آن به گوهر تشبیه میشوند)؛ دوم، زائل شدن یا از دست دادن جاه، مقام، دولت و اعتبار.
تلفظ
تلفظ این ترکیب مصدر مرکب به صورت [gōhar šekastan] یا در زبان معیار امروزی [govhar shekastan] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد و معمولاً به عنوان کنایهای از خنده یا از دست رفتن اعتبار و منصب از آن یاد میشود.
به انگلیسی
در کاربرد واقعی و فیزیکی به معنای آسیب زدن به جواهر و در مفهوم مجازی ادبی معادل تخریب یک امر گرانبها یا لبخند زدن است.
به عربی
برای معنای تحتاللفظی از ترکیب کسر الجوهر و برای معانی استعاری و کنایی ادبی از واژگانی چون تبسم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و ترکیبات هممعنی فارسی آن شامل خرد کردن جواهری، شکفتن گل لبخند، از دست رفتن جاه و جلال، و در متون عرفانی ترجیح دادن امر الهی بر مادیات است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی (مانند حکایت معروف ایاز و شکستن گوهر سلطان در مثنوی معنوی مولوی)، این عمل نماد وفاداری مطلق و ترجیح دادن دستور پروردگار یا معشوق بر ثروت مادی و عقل مصلحتبین است. عقل ظاهربین شکستن گوهر را حیف میداند، اما عشق فرمان شاه را ارجح مینهد.
جمعبندی و توضیح کامل گوهر شکستن
عبارت «گوهر شکستن» یک مصدر مرکب و اصطلاح کنایی و ادبی کاملاً پارسی است که ریشه در زبان پهلوی دارد. این واژه در لغت به معنای خرد کردن سنگهای قیمتی بر اثر ضربه است، اما در پهنه ادبیات کلاسیک فارسی به عنوان کنایهای زیبا برای شکفتن لب به خنده (به اعتبار درخشش دندانها مانند جواهر) و همچنین به نشانه زوال جاه، منصب و اعتبار به کار رفته است.
علاوه بر این، گوهر شکستن جایگاه نمادین ویژهای در ادبیات عرفانی و حکایات صوفیه دارد؛ بهویژه در داستان ایاز و سلطان محمود، نمادی از ترجیح طاعت و عشق الهی بر عقل معاشاندیش و دلبستگیهای مادی جهان است. این ترکیب اصیل ۹ حرفی، کاربرد مستقیم قرآنی ندارد و کاملاً برآمده از ذوق معنوی و استعاری شاعران ایرانی است.