معنی
در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا و معین، پکر به معنای کسی است که از هجوم مصائب یا حوادث بد گیج و متحیر شده باشد. همچنین در فرهنگ عامیانه به حالت بیحوصلگی و دلمردگی اشاره دارد.
یعنی چه
عبارت «پکر بودن» در گفتگوهای روزمره یعنی شخص به دلیل یک اتفاق ناخوشایند یا خستگی مفرط، شور و نشاط خود را از دست داده و در حالتی میان غمگینی و بیحوصلگی قرار دارد.
مترادف
این کلمات بیشترین شباهت معنایی را با حالت پکر بودن دارند و در جملات میتوانند جایگزین آن شوند.
متضاد
کلماتی که نشاندهندهٔ پویایی، بالندگی روحی و نشاط کامل فرد هستند، در نقطهٔ مقابل پکر قرار میگیرند.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «گیج و سرگشته» یا «افسرده و بیحوصله»، معمولاً پاسخهای سه حرفی پکر و دمغ مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به میزان و شدت این حالت روحی، میتوان از معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
برگردان دقیق کلمه در دایرهٔ واژگان اصیل و گفتاری فارسی، همان حالت دلمردگی، سرگشتگی و دمغ بودن است.
نماد چیست
این واژه نماد باستانی یا اسطورهای ندارد، اما در روانشناسی عمومی و فضای مجازی، نماد حالتهای گذار ناراحتی و بیحوصلگی است که معمولاً با ایموجیهای دلسردی بازتاب داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پکر
واژهٔ «پَکَر» یک صفت عامیانه و گفتاری معاصر در زبان فارسی است که ریشهٔ کهن و کلاسیک مستندی برای آن ثبت نشده است. این واژه حالتی میان سردرگمی ذهنی، افسردگی خفیف و بیحوصلگی ناشی از حوادث ناخوشایند را توصیف میکند.
در لغتنامههای شاخص مانند دهخدا و معین، این کلمه به معنای گیج و متحیر شدن بر اثر مصائب آمده است. امروزه وقتی کسی میگوید «پکرم»، یعنی انرژی روانی و نشاط روزمرهٔ خود را موقتاً از دست داده و در وضعیت دمغ بودن به سر میبرد.