یعنی چه
گردنهبگیر در اصطلاح عامیانه و محاورهای به کسی گفته میشود که در مسیرهای سخت، تنگهها و گذرگاههای کوهستانی (گردنهها) کمین میکرده تا اموال مسافران و کاروانها را به زور تصاحب کند. امروزه این واژه به صورت استعاری برای افراد باجگیر، اخاذ یا کسانی که از موقعیت قدرت خود برای گرفتن امتیازات غیرمنصفانه استفاده میکنند، به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت فکّ اضافه و سرهم [گَ رْ دَ نِ بَ گی رْ] است که از ترکیب اسم «گردنه» و بن مضارع «بگیر» ساخته شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، این واژه دقیقاً ۹ حرف دارد. بسته به طراح جدول، پاسخهای جایگزین و هممعنی نظیر راهزن، باجگیر یا زورگیر نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
برای واژههای استعاری و امروزی در مفهوم اخاذی میتوان از Extortionist نیز استفاده کرد.
به عربی
در متون فقهی و حقوقی عربی، به عمل این افراد «قطع الطریق» و به خود آنها «محارب» نیز گفته میشود.
به ترکی
عبارت یولکسن (Yol kesen) دقیقترین معادل ساختاری برای دزد سر گردنه در زبان ترکی استانبولی است.
به فارسی
واژه «گردنهبگیر» یک صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان عامیانه فارسی است. ریشه آن به کلمه «گردنه» (گذرگاه باریک میان دو کوه که شبیه به گردن در بدن است) برمیگردد. ترکیبهای همخانواده آن بر پایه واژه گردنه شامل گردن، گردنگاه و گلوگاه است.
جمعبندی و توضیح کامل گردنه بگیر
واژه «گردنهبگیر» یک اصطلاح و صفت مرکب عامیانه، کنایی و غیررسمی در زبان فارسی است. این واژه در اصل به دزدان و قطاعالطریقی اشاره دارد که در مسیرهای صعبالعبور کوهستانی و تنگهها کمین میکردند تا با استفاده از ناامنی راهها، اموال مسافران و کاروانهای تجاری را به زور و تهدید تصاحب کنند.
در فرهنگ عامه و زبان امروزی، این عبارت بار معنایی منفی شدیدی دارد و نماد ظلم آشکار، قانونشکنی و باجخواهی است. اصطلاح معروف «مگر سرِ گردنه است؟» که هنگام مواجهه با گرانیهای بیمنطق، اجحاف یا زورگوییهای مالی به کار میرود، دقیقاً برخاسته از رفتار تاریخی همین گردنهبگیرهاست.
اگرچه خود این عبارت فارسی در متون رسمی قدمایی یا قرآن کریم عیناً وجود ندارد، اما مفاهیم مترادف آن مانند «قطع طریق» و «راهزنی» در ادبیات کلاسیک فارسی فراوان دیده میشود و در قرآن کریم نیز در آیاتی نظیر آیه ۲۹ سوره عنکبوت مورد نکوهش شدید قرار گرفته است.