یعنی چه
منقلب شدن در لغت به معنای دگرگون شدن، واژگون شدن و تغییر حالت دادن از وضعیتی به وضعیت دیگر است. در کاربرد امروزی زبان فارسی، این عبارت بیشتر به تغییرات شدید روحی و درونی، دچار غلیان احساسات شدن (مانند گریستن از سر شوق یا اندوه) و گاهی نیز به حالت تهوع و حالیبهحالی شدن جسمی اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت مُنْقَلِبْ شُدَنْ (monghaleb shodan) است که از ترکیب اسم فاعل عربی «منقلب» و فعل معین فارسی «شدن» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ اصلی برای این مفهوم بر اساس تعداد حروف، خود واژه «منقلب شدن» (۸ حرف بدون احتساب فاصله) یا مترادفهای آن مانند «دگرگون شدن» است.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق کلام، برگردان انگلیسی آن تفاوت دارد؛ برای دگرگونی احساسی از Moved یا Upset و برای دگرگونی فیزیکی و ساختاری از Turned upside down استفاده میشود.
به عربی
این عبارت ریشه خالص عربی از باب انفعال (قلب) دارد. در زبان عربی فعل «انقلب» دقیقاً همین معنای برگشتن و زیرورو شدن را افاده میکند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای جنبه عاطفی و روحی کلمه از Duygulanmak و برای حالت فیزیکی یا واژگونی اوضاع از عبارت Altüst olmak استفاده میگردد.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این ترکیب شامل واژههایی چون دگرگون شدن، برگشته شدن، آشفته گشتن، شوریده شدن و در معنای عامیانه حالیبهحالی شدن است.
جمعبندی و توضیح کامل منقلب شدن
واژه «منقلب شدن» ترکیبی فعلی است که ریشه در زبان عربی (ثلاثی مجرد قلب) دارد و به طور کلی بر هر نوع تغییر حالت ناگهانی، دگرگونی عمیق و از این رو به آن رو شدن دلالت میکند. این کلمه در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین به معنای حقیقیِ واژگون شدن، برعکس شدن و تغییر فیزیکی ثبت شده است.
در کاربرد معاصر و روزمره زبان فارسی، معنای این واژه بیشتر به سوی مفاهیم روانشناختی و حسی کوچ کرده است؛ به طوری که امروزه وقتی کسی میگوید «منقلب شدم»، منظورش غلیان شدید احساسات، تحریک عواطف (مانند گریه شوق یا اندوه) و یا تحول درونی و ندامت است. همچنین در متون دینی و قرآنی، اسم مکان و مصدر میمی این ریشه (مانند مُنْقَلَب در آیه ۲۲۷ سوره شعراء) به معنای محل بازگشت و عاقبت کار انسانها به کار رفته است.