یعنی چه
عرق الحجر در اصطلاحات کهن کیمیاگری و دانش اکسیریان، اصطلاحی رمزی برای اشاره به «مقطر موی سر انسان» است که در ساخت داروهای طب سنتی کاربرد داشته؛ همچنین در معنای لغوی به معنای عصاره یا مایع حاصل از تقطیر سنگ تعبیر میشود.
تلفظ
این عبارت ترکیبی عربی است که به صورت عَرَقُ الْحَجَر (با فتح ع و ر) به معنی عرقِ سنگ، یا عِرْقُ الْحَجَر (با کسر ع) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح کهن کیمیاگری خودِ عبارت «عرق الحجر» با ۸ حرف است.
به انگلیسی
به دلیل ماهیت رمزی و کهن این اصطلاح در کیمیای اسلامی، معادل مدرن دقیقی ندارد و بیشتر با توصیف علمی یا ترجمه تحتاللفظی شناخته میشود.
به عربی
این ترکیب اصالتاً عربی است و در متون کهن طب و کیمیای دوره اسلامی به همین صورت به کار رفته است.
به فارسی
برگردان و معادلهای فارسی این اصطلاح در متون کهن و علمی شامل «مقطر موی سر انسان» (در دانش اکسیر)، «جوهر سنگ» و «عصاره معدنی» است.
در قرآن
عبارت ترکیبی «عرق الحجر» در قرآن کریم به کار نرفته است؛ اگرچه واژه «حجر» به تنهایی در آیات متعددی از قرآن آمده، اما ریشه «ع ر ق» کاربرد مستقیمی در قرآن ندارد.
نماد چیست
در ادبیات رمزی کیمیاگری، این واژه نمادی از مواد حیوانی تقطیرشده و تغییر شکل یافته برای رسیدن به اکسیر و کنایه از استخراج روح و مایع حیاتبخش از دل یک جسم سخت و جامد است.
جمعبندی و توضیح کامل عرق الحجر
واژه عرق الحجر یک اصطلاح تخصصی، کهن و رمزگونه در دانش اکسیریان (کیمیای قدیم) و طب سنتی است. این عبارت در حقیقت از دو بخش «عرق» (به معنی تراوش، رطوبت یا عصاره حاصل از تقطیر) و «حجر» (به معنی سنگ) تشکیل شده است. برخلاف ظاهر آن که به معنی «عرق سنگ» یا «عصاره معدنی» است، در کتابهای لغتشناسی و متون کهن کیمیاگری اسلامی به عنوان اصطلاحی برای اشاره به «مایع مقطر موی سر انسان» ثبت شده که در فرآیندهای تجربی قدیم کاربرد داشته است.
این واژه کاربرد علمی مدرن یا اصالت قرآنی ندارد و در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک سوال اطلاعات عمومی کهن مطرح میشود. معنای نمادین آن نیز بر دگرگونی ماده، تغییر شکل اجسام جامد به مایع و بیرون کشیدن باطن و جوهر خالص از ظاهر اشیاء دلالت دارد.