معنی
ترکیب ذوق و قریحه در زبان فارسی به توانایی درونی و مادرزادی انسان برای فهم ظرافتها، درک زیبایی و همچنین توانایی خلق آثار هنری و ادبی اشاره دارد. ذوق نمایانگر مایهٔ سلیقه و حس زیباییشناسی است و قریحه نشاندهندهٔ طبع روان و چشمهٔ جوشان استعداد درونی است.
یعنی چه
عبارت ذوق و قریحه یعنی فرد بدون آموزشهای پیچیده، به صورت غریزی و فطری کشش و مهارت بالایی در کارهای ظریف مانند شعر، نویسندگی، نقاشی یا موسیقی دارد و میتواند سره را از ناسره در هنر تشخیص دهد.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «ذَوق» (Zowq) با فتح واو ساکن، واو عطفِ بدون حرکت یا مکسور، و «قَریحه» (Qariheh) با فتح قاف و کسر راء است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتواند خودِ «ذوق و قریحه» (۹ حرف) یا واژههای هممعنی آن مانند استعداد، طبع و سلیقه باشد.
به انگلیسی
برای برگردان این ترکیب به انگلیسی، با توجه به سیاق متن میتوان از عباراتی که نبوغ و سلیقه هنری را همزمان جفت میکنند استفاده کرد.
به عربی
هر دو واژه ریشه عربی دارند. در زبان عربی، ذوق به معنای چشیدن و مجازاً پسند است و قریحه به آب پاکی که از چاه تازه حفر شده میجوشد اطلاق میشود که مجازاً به استعداد بکر گفته میشود.
به فارسی
معادلهای پارسی خالص برای این ترکیب عباراتی چون «سرشت خلاق»، «استعداد درونی»، «طبع روان» و «خوشپسندی» هستند که مفهوم نبوغِ همراه با سلیقه را به خوبی منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل ذوق و قریحه
ترکیب «ذوق و قریحه» از زیباترین تعابیر وامگرفته از زبان عربی در ادبیات فارسی است که دو بازوی اصلی آفرینش هنری یعنی «ادراک زیبایی» و «توانایی خلق» را در کنار هم قرار میدهد. واژه ذوق که در اصل از چشیدن میآید، به مرور زمان معنایی استعاری یافته و به قدرت تشخیص زیبایی و ابتکار بدل شده است؛ در حالی که قریحه فوران درونی استعداد پاک و دستنخورده را نمایان میسازد.
در فرهنگ و هنر ایرانی، داشتن ذوق و قریحه شرط نخست برای قدم گذاشتن در وادی شعر، موسیقی و هنرهای تجسمی به شمار میرود. متضاد این ترکیب بیذوقی و بیاستعدادی است که نشان از بیبهره بودن از این چشمه جوشان خلاقیت دارد. این واژه در متون کهن و معاصر همواره ستایشگر روح خلاق انسان بوده است.