معنی
این ضربالمثل به این معناست که توصیف و شنیدن یک واقعیت از زبان دیگران، هرگز نمیتواند جای مشاهدهٔ عینی و درک مستقیم آن را بگیرد؛ چرا که دیدن به یقین منجر میشود، در حالی که در شنیدهها احتمال خطا، اغراق یا دروغ وجود دارد.
یعنی چه
عبارت کنایه از این دارد که انسان نباید به صرف شنیدهها و اخبار غیرموثق تکیه کند. فاصله میان حق و باطل به اندازه فاصله چشم تا گوش است؛ آنچه با چشم دیده شود حقیقت است و آنچه شنیده میشود میتواند دستخوش تغییر شده باشد.
تلفظ
تلفظ این عبارتِ مَثَلی روان و بر اساس وزن شعر کلاسیک فارسی (بحر متقارب) است: شـِ نـیـ دَن کـِی بُـ وَد مـا نَنـ دِ دی دَن.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این پرسش یا مَثَل با توجه به تعداد حروف (۱۹ حرف بدون احتساب فاصلهها)، خودِ عبارت «شنیدن کی بود مانند دیدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاحات فوق برای رساندن مفهوم برتری شهود عینی بر توصیف زبانی استفاده میشود.
به عربی
این عبارت در زبان عربی ریشه در احادیث شریف نبوی و علوی دارد و دقیقاً معادل ضربالمثل فارسی است.
به فارسی
ریشه ادبی این ضربالمثل در زبان فارسی به ادبیات کلاسیک و بهویژه نظامی گنجوی در منظومهٔ خسرو و شیرین بازمیگردد که میگوید: «زلیخا گفتن و یوسف شنیدن / شنیدن کی بود مانند دیدن»
نماد چیست
در فرهنگ عامه و نمادشناسی، «چشم» در این ضربالمثل نماد حقیقت، یقین و واقعیت ملموس است، در حالی که «گوش» نماد شایعه، اخبار غیرموثق و داناییِ دستدوم به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شنیدن کی بود مانند دیدن
ضربالمثل معروف «شنیدن کی بود مانند دیدن» یکی از پرکاربردترین و عمیقترین حکمتهای ادبیات فارسی است که ریشه در اشعار نظامی گنجوی دارد. این عبارت به انسان یادآور میشود که میان شنیدهها تا واقعیت عینی تفاوت بسیاری وجود دارد و نباید بر اساس نقلقولها، اخبار غیرموثق یا شایعات دست به قضاوت زد؛ زیرا تنها مشاهده مستقیم و شهود است که به یقین منتهی میشود.
این مفهوم نه تنها در فرهنگ عامه و ادبیات ایران، بلکه در روایات اسلامی (مانند حدیث لَیْسَ الْخَبَرُ کَالْمُعَایَنَةِ) و فرهنگهای دیگر جهان از جمله انگلیسی و ترکی نیز به وفور دیده میشود. در تمام این فرهنگها، چشم به عنوان نماد حقیقت و گوش به عنوان مجرای اخبار احتمالی و نیازمند راستیآزمایی معرفی میگردد.