معنی
«فدا» به معنی قربانی شدن، نثار کردن جان یا مال در راه کسی یا چیزی است. همچنین این واژه به معنی فدیّه، سربها و رهایی در برابر عوض به کار میرود و بر مال، چیز یا جانی دلالت دارد که برای آزادی خود یا دیگری داده میشود.
یعنی چه
این واژه اصطلاحاً بیانگر مفهوم ایثار، جانبازی و از خودگذشتگی معنوی است. در ابعاد دیگر، به معنای غرامت یا سربهایی است که اسیران جنگی برای بازخرید و رهایی خود از بند پرداخت میکنند.
مترادف
کلماتی که مفهوم بخشش جان و مال یا غرامت آزادی را میرسانند.
متضاد
واژههایی که بر ترجیح خود، پس گرفتن یا خست و خودداری از بخشش دلالت دارند.
هم خانواده
کلمات مشتق شده و همریشه با واژه فدا بر اساس ماده عربی ف د ی.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از ماده سه حرفی «ف د ی» (فِداء) به معنای «بهای آزادی و رهایی با عوض» گرفته شده است. پس از ورود به زبان فارسی، همزه پایانی آن در تداول زبان حذف شده و به صورت «فدا» درآمده است.
جمله سازی
در جدول
واژه «فدا» دقیقاً ۳ حرف دارد و پاسخ قطعی برای مفاهیمی همچون سربهای اسیران، غرامت یا از خودگذشتگی در جدول است.
به انگلیسی
با توجه به زمینه متن، معادلهای متفاوتی در انگلیسی نظیر قربانی کردن یا پرداخت سربها برای این واژه وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فدا
واژه فدا ریشه در ماده عربی «ف د ی» دارد و در اصل به معنای مادیِ پرداخت غرامت، سربها یا بهای آزادی برای رهایی اسیران یا جبران نقص اعمال (مانند فدیه در حج) به کار میرفته است. این واژه پس از ورود به زبان فارسی با حذف همزه پایانی، علاوه بر معنای حقوقی و مادی، ابعاد معنوی عمیقی پیدا کرد و در متون قرآنی نیز به هر دو محور غرامت جنگی و کفاره اشاره دارد.
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک فارسی، فدا به نمادی تام از عشق خالصانه، وفاداری مطلق و ایثار بیقیدوشرط تبدیل شده است؛ بهطوریکه جانباختن در راه معشوق یا حقیقت را تداعی میکند. این واژه تجلی ترجیح دادن جان و مال دیگری بر خود است.
از نظر نمادین، پرنده پلیکان در برخی فرهنگها نماد تصویری فداکاری و فدا شدن است، چرا که بر اساس افسانهها، سینهاش را میشکافد تا جوجههایش را با خون خود سیر کند. این مفهوم ایثار تام را در ابعاد فرهنگی و ادبی به نمایش میگذارد.