یعنی چه
در زبان عامیانهٔ فارسی، اصطلاح «حرص خوردن» نیز کاربرد فراوانی دارد که به معنی جوش زدن، عصبانی شدن و اندوه خوردن برای موضوعی است. همچنین در متون دینی، این واژه گاهی در معنای مثبت یعنی اشتیاق و دلسوزی شدید برای انجام کار خیر (مانند حرص پیامبر بر هدایت مردم) به کار رفته است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
معنای نخستین و لغوی این ریشه در زبان عربی کلاسیک، پوست کندن، خراشیدن و شکافتن سطح بوده است؛ سپس به صورت مجازی به معنای شدت تمایل، آزمندی و شکافتن موانع برای رسیدن به یک چیز توسعه یافته است.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت حِرْص یا حَرَص تلفظ میشود و در زبان فارسی با کسر حرف اول و سکون حروف بعدی ادا میگردد.
در جدول
واژه «حرص» سهحرفی است و در سوالات جدول معمولاً به عنوان هممعنی آز، طمع و ولع یا آزمندی آورده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و شدت مفهوم، واژه Greed رایجترین معادل برای حرص و طمع است.
به عربی
در زبان عربی خود کلمه «الحرص» با بافتهای معنایی گوناگون (مثبت و منفی) کاربرد دارد و کلماتی مثل الجشع سیرناپذیری منفی را میرسانند.
به ترکی
کلمه Hırs در ترکی استانبولی عینا از عربی وام گرفته شده اما بیشتر بار معنایی جاهطلبی (Ambition) یا عصبانیت ناشی از زیادهخواهی را دارد.
به فارسی
دقیقترین و اصیلترین معادلهای فارسی برای این واژه، «آز» و «آزمندی» هستند که در ادبیات کهن فارسی نیز به فراوانی در برابر حرص به کار رفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل حرص
واژه حرص ریشه در زبان عربی دارد و در اصل به معنای تراشیدن و پوست کندن بوده که مجازاً به معنای چنگ زدن و تمایل افراطی به سهمخواهی از دنیا تغییر یافته است. این کلمه در ادبیات فارسی و فرهنگ اخلاقی، نماد بارز دلبستگی مادی، نارضایتی دائمی و زیادهخواهی است که به آتشی تشبیه میشود که با هیزم بیشتر، شعلهورتر میگردد. در اصطلاح عامیانه نیز «حرص خوردن» به معنای جوش زدن و متحمل رنج و عصبانیت شدن است.
نکته جالب توجه در ریشهشناسی این واژه، کاربرد دوگانه آن در متون وحیانی است. در قرآن کریم، حرص همواره دارای بار منفی نیست؛ چرا که در برخی آیات از جمله در وصف پیامبر اسلام (ص)، به معنای دلسوزی مفرط، اهتمام شدید و اشتیاق وافر برای هدایت و خیرخواهی انسانها به کار رفته است که جنبهای ممدوح و مثبت از این مفهوم را نشان میدهد.