معنی
این واژه به شخص بزرگمالک، خان یا اربابی اطلاق میشود که در نظام اربابرعیتی (بهویژه در قرون وسطای اروپا) بر زمینها و دهقانان (رعایا) تسلط کامل داشت و از دسترنج آنها بهرهبرداری میکرد.
یعنی چه
در اصطلاح سیاسی و اقتصادی، به نظام یا فردی گفته میشود که بر پایه مالکیت وسیع زمین و استثمار دهقانان کمزمین یا بیزمین (سرفها) پایهگذاری شده است. امروزه این کلمه به صورت استعاری برای اشاره به روابط قدرت قدیمی، سنتی و سلسلهمراتبی شدید نیز به کار میرود.
مترادف
این واژهها در زبان فارسی همگی به مفهوم مالکیت گسترده زمین و تسلط بر رعایا اشاره دارند.
متضاد
این کلمات نقطهمقابل مفهوم فئودال (چه در قالب نظامهای اقتصادی بعدی و چه در قالب طبقات تحت سلطه) هستند.
هم خانواده
این مشتقات و اصطلاحات در زبان فارسی برای توصیف نظام، دوران یا خصلتهای مرتبط با فئودالها به کار میروند.
ریشه
این کلمه از واژه لاتین میانه feudum / feodum به معنی «زمین، تیول یا پاداش زمین» گرفته شده است که خود در نهایت به ریشههای ژرمنی (fehu به معنی مال یا دارایی) بازمیگردد و مفهوم تاریخی آن «زمین در برابر خدمت نظامی یا کار» بوده است.
جمله سازی
در جدول
کلمه «فئودال» دقیقاً ۶ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به سوالاتی نظیر «نظام اربابرعیتی»، «بزرگمالک قرون وسطی» یا «ملکدار بزرگ» در جدول قرار میگیرد.
به انگلیسی
این واژه در بیشتر زبانهای دنیا با ساختاری مشابه به کار میرود؛ در زبان عربی مفهوم «إقطاعی» دقیقترین معادل تاریخی آن است.
جمعبندی و توضیح کامل فئودال
واژه فئودال به عنوان یک اصطلاح کلیدی در تاریخ و علوم سیاسی، توصیفکننده اربابان و نظام اقتصادی-اجتماعی حاکم بر قرون وسطای اروپا است. در این ساختار، قدرت و ثروت بر اساس مالکیت زمین تعریف میشد و دهقانان یا سرفها مجبور بودند برای کسب حمایت نظامی و اجازه کشت و کار، بخش عمدهای از دسترنج خود را به ارباب فئودال تحویل دهند. این نظام با ویژگیهایی همچون نابرابری شدید طبقاتی، عدم تمرکز قدرت سیاسی و وابستگی شدید اقتصادی رعایا شناخته میشود.
اگرچه این کلمه ریشه در زبانهای اروپایی دارد و از طریق فرانسوی به زبان فارسی راه یافته است، اما مفهوم آن شباهتهای ساختاری زیادی با نظامهای اربابرعیتی و ملوکالطوایفی در تاریخ ایران دارد. امروزه در ادبیات سیاسی و اجتماعی، صفت فئودال یا فئودالمنش صرفاً به معنای تاریخی آن به کار نمیرود، بلکه به عنوان یک استعاره برای نقد روابط قدرت نابرابر، تفکرات انحصارطلبانه سنتی و ساختارهای سلسلهمراتب غیرمدرن استفاده میشود.