معنی
در لغتنامههای مرجع (مانند دهخدا و معین) واژهای مستقل به صورت «گما» ثبت نشده است. این لفظ معمولاً یا شکل گفتاری و ناقص کلماتی مثل «گماشته» و «گمان» است، یا در برخی گویشهای غربی ایران (مانند لری و لکی) به عنوان تخفیفیافتهٔ «گمال» به معنی سگ نر بزرگ کاربرد دارد.
یعنی چه
اگر این کلمه را ریشهیافته از «گماشتن» بدانیم، به مفهوم مأمور کردن و گماشتن کسی بر کاری است. در فرهنگهای بومی نیز بسته به اقلیم، ممکن است به عنوان یک نام خاص یا اصطلاحی برای حیوانات نگهبان به کار رود.
مترادف
به دلیل عدم استقلال واژه در فارسی فصیح، مترادفهای آن تنها در صورت همپوشانی با کلمات «گماشته»، «گمان» یا واژگان گویشی معنا پیدا میکنند.
متضاد
برای خود واژه متضاد دقیقی وجود ندارد، اما در صورت معادلسازی با گماشته یا گمان، متضادهای فوق قابل برداشت هستند.
هم خانواده
این کلمات مشتقات فعلی از ریشهٔ پهلوی هستند که با صورتِ «گما» ارتباط آوایی و ریشهای نزدیک دارند.
ریشه
ریشهٔ مستقل مستندی برای «گما» وجود ندارد. اگر آن را جزئی از بن ماضی «گماشتن» بدانیم، به ریشههای زبان پهلوی بازمیگردد. در غیر این صورت، میتواند یک دگرگونی گفتاری و عامیانه از سایر کلمات باشد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «گما» به عنوان یک پاسخ ۳ حرفی معمولاً بر اساس تعاریف محلی یا به عنوان ریشهٔ ناقص افعال گمارش مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
ترجمهٔ دقیقی برای خود واژه وجود ندارد، مگر اینکه به عنوان مخفف سازمانهای بینالمللی مانند GEMA یا معادلهای کلمات همریشه استفاده شود.
جمعبندی و توضیح کامل گما
واژهٔ «گما» یک کلمهٔ اصیل، فصیح و مستقل در لغتنامههای مرجع زبان فارسی (مانند دهخدا، معین و عمید) به شمار نمیرود. بررسیهای ریشهشناختی نشان میدهد که این لفظ در اکثر مواقع یا یک خطای نگارشی و تایپی از کلماتی مثل «گمان»، «کما» و «گماشته» است، یا در گویشهای محلی غرب ایران (مانند لری و لکی) به عنوان مخفف کلمهٔ «گمال» به معنی سگ نر بزرگ استفاده میشود.
بنابراین، اگر با این واژه در جدول یا متنی برخورد کردهاید، دقیقاً ۳ حرف دارد و بسته به سیاق متن باید آن را به ریشهٔ افعال «گماشتن و گماردن» یا اصطلاحات عامیانه و بومی پیوند داد. در قرآن کریم نیز این لفظ به صورت فارسی وجود ندارد و تنها کلمهٔ عربی «کَمَا» (به معنی همانطور که) با آن تشابه آوایی دارد.