معنی
رمیدن یک مصدر لازم در زبان فارسی است که به معنای رم کردن، وحشت کردن و فرار کردن غریزی و ناگهانی موجودات از یک عامل ترسناک یا ناشناخته به کار میرود. همچنین در معنای مجازی به بیزار شدن، نفرت گرفتن و دوری گزیدن از کسی یا چیزی نیز اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی جانداری (مانند آهو یا اسب) با احساس خطر مواجه میشود و بدون اراده و از روی غریزه پا به فرار میگذارد، میگویند رمیده است. این واژه حالت گریزپایی و وحشت درونی را توصیف میکند.
مترادف
واژههای فوق همگی در بستر زمان و متنهای مختلف میتوانند به عنوان جایگزین یا هممعنی این کلمه به کار روند.
هم خانواده
این کلمات همگی از یک ریشه اشتقاق یافتهاند و مفاهیمی چون صفت فاعلی، مفعولی و حالتِ ناشی از این فعل را میسازند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحة روی حرف اول (ر)، کسره روی حرف دوم (م) و سکون روی نون پایانی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «وحشت کردن و گریختن اسب یا آهو»، کلمه ۵ حرفی «رمیدن» به عنوان پاسخ اصلی شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و اینکه رمیدن به صورت انفرادی یا گروهی (مانند گله اسب یا گاو) باشد، واژههای فوق دقیقترین معادلهای انگلیسی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل رمیدن
واژهٔ «رمیدن» یکی از مصدرهای اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد. این کلمه در اصل برای توصیف واکنش غریزی، ناگهانی و همراه با وحشت حیوانات (بهویژه اسب، آهو و گلههای وحشی) در مواجهه با خطر یا صدای مهیب به کار میرود و به معنای فرار صاعقهوار و گریزپایی است.
در ادبیات فارسی، رمیدن فراتر از معنای فیزیکی رفته و به عنوان یک نماد و استعارهٔ قوی به کار گرفته شده است. آهو در شعر کلاسیک مظهر معشوقِ گریزپا، غافلگیرشونده و رامنشدنی است که با کوچکترین احساس خطری میرمد. شاعران از این مفهوم برای نشان دادن دلهای گریزان، فرار از عشق یا حقیقت و وحشتهای درونی انسان استفاده میکنند.
اگرچه خود واژهٔ «رمیدن» به دلیل اصالت فارسی در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما مفهوم دقیق آن در آیه ۵۰ سوره مدثر با کلمهٔ «مُسْتَنْفِرَة» (به معنی خران وحشی و رمیده) منعکس شده است که نشاندهنده تطابق معنایی عمیق این واژه با مفاهیم گریزپایی ناشی از جهل یا ترس است.