یعنی چه
طاق مقرنس به طاق یا قوسی گفته میشود که سطح زیرین آن با واحدهای هندسی، طبقات پلهپله، طاقنماهای کوچک (طاسه) و قطعات آویزان (شاپرک) تزئین شده است. این سازه در ظاهر شبیه به لانهزنبور یا قندیلهای غارها (استالاکتیت) دیده میشود و بیشتر در ورودیها، ایوانها و زیر گنبدها برای ایجاد زیبایی و گذار بصری کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «طاقِ مُقَرْنَس» (tāq-e moqarnas) است. واژه مقرنس اسم مفعول از مصدر رباعی قَرْنَسَ در زبان عربی است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این سازه معماری «طاق مقرنس» (۸ حرف) یا «مقرنس» (۵ حرف) است. گاهی از عناوین مترادف مانند «طاق آهوپای» یا «قطاربندی» نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاح وامگرفته شدهٔ Muqarnas یا ترکیبهای توصیفی مانند Stalactite vault و Honeycomb vault برای معرفی این عنصر معماری استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و متون کهن فارسی برای این سازه شامل «طاق آهوپای»، «قطاربندی»، «غنچهمقرنس» و «یزدیبندی» (در تزئینات مشابه) است که به ویژگیهای ظاهری و قطعات آویزان آن اشاره دارد.
در قرآن
واژه «طاق مقرنس» یا اصطلاح «مقرنس» در متن قرآن کریم کاربرد و سابقه مستقیمی ندارد. این عبارت یک اصطلاح تخصصی در حوزه هنر و معماری اسلامی است. گاهی به دلیل تشابه ظاهری، آن را با واژه «مقرّنین» (به معنی زنجیرشدگان) خلط میکنند که کاملاً بیارتباط است.
نماد چیست
در فلسفه هنر اسلامی، طاق مقرنس نمادی از «وحدت در کثرت» و پیوند زمینِ مربعشکل به آسمانِ مدور است. این سازه با شکست نور در سطوح مختلف خود، تداعیکننده تجلی نور الهی، پیچیدگی خلقت و نزول فیض و رحمت از آسمان به زمین به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل طاق مقرنس
طاق مقرنس یکی از شاهکارهای بیبدیل هنر و معماری سنتی و اسلامی است که با ترکیب دانش هندسه و ذوق هنری پدید آمده است. این عنصر با ایجاد طبقات پلهپله و حجمهای آویزانِ شاپرکی، فضایی شبیه به قندیلهای طبیعی یا لانهزنبور ایجاد میکند که جلوهای چشمنواز به سردر مساجد، ایوانها و زیر گنبدها میبخشد.
از نظر تاریخی، مقرنس در ابتدا نقشی سازهای برای تبدیل پلانهای چهارضلعی بنا به سقف مدور داشت؛ اما معماران هنرمند ایرانی با گذشت زمان آن را به عنصری کاملاً تزئینی، مستقل و سرشار از مفاهیم عرفانی تبدیل کردند. واژه مقرنس ریشه در اصطلاحات خمیده و گلویی یونانی (Koronis) دارد که پس از ورود به زبان عربی و فارسی صیقل یافته است.
در تحلیلهای نمادشناسی، این طاق تجسم عینی مفهوم عرفانی «کثرت در وحدت» است. تکثر قطعات ریز و هندسی در نهایت یک کل واحد و منسجم را میسازند که با بازی نور و سایه، حس معنویت، عروج به سمت آسمان و تجلی انوار الهی را در دل هر بینندهای زنده میکند.