یعنی چه
شکمو در زبان فارسی صفت عامیانه و پرکاربردی است که به شخص بسیارخوار یا کسی که همواره میل و اشتهای زیادی به غذا دارد اطلاق میشود. این واژه از ترکیب اسم «شکم» و پسوند صفتساز «و» ساخته شده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت شِ کَ مُو (šeka-mū) تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژه «شکمو» یک کلمه ۴ حرفی است. از دیگر پاسخهای رایج و مرتبط در جدول میتوان به پرخور، دله، اکول و شکمباره اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Glutton دقیقترین معادل برای فرد شکمو است، در حالی که در سالهای اخیر واژه Foodie برای افرادی که با علاقه به دنبال کشف غذاهای جدید هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به لحن و باقت کلام، از واژههایی مانند أکول (بسیارخوار) یا ترکیب عبدالبطن برای رساندن مفهوم شکمو و شکمپرست استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی رایجترین واژه برای شکمو کلمه Obur است. همچنین اصطلاح Boğazına düşkün به کسی که بسیار به کیفیت و کمیت غذای خود اهمیت میدهد اطلاق میگردد.
نماد چیست
واژه شکمو در فرهنگ عامه نماد عدم کنترل بر نفس و افراط در لذتهای مادی بهویژه غذا خوردن است. اگرچه در فرهنگ کهن ایرانی نماد رسمی ثابتی ندارد، اما در نمادشناسی غربی، پرخوری (Gluttony) که از گناهان کبیره شمرده میشود، معمولاً با نماد حیواناتی مانند خوک یا خرس به تصویر کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شکمو
واژه «شکمو» یکی از اصطلاحات اصیل و بسیار رایج در زبان گفتاری و عامیانه فارسی است. این کلمه از ریشه اسم «شکم» (که در پارسی میانه به صورت اشکم یا اشکمب بوده) به همراه پسوند صفتساز و عامیانه «ـو» ترکیب شده است. کاربرد اصلی این واژه وصفی، اشاره به افرادی دارد که اشتیاق افراطی و کنترلنشدهای به غذا خوردن دارند و همواره به دنبال رفع این میل هستند.
این کلمه معمولاً در روابط روزمره با بار معنایی طنزآمیز، صمیمی و گاه کنایهآمیز به کار میرود. در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین، واژههایی نظیر پرخور، شکمپرست، دله و شکمباره به عنوان مترادفهای مستقیم آن ذکر شدهاند و در زبانهای دیگر نظیر انگلیسی، عربی و ترکی نیز معادلهای ساختاری دقیقی برای رساندن این مفهوم وجود دارد.