یعنی چه
واژهٔ مُقام (با ضمهٔ میم) در زبان عربی و متون کهن فارسی به معنای اقامت کردن، ماندن، اسکان و آرام گرفتن در یک مکان است. همچنین این واژه به عنوان اسم مکان، به معنی اقامتگاه، مسکن و محل ماندن به کار میرود که با مَقام (با فتحه) به معنی رتبه و منزلت متفاوت است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه با صدای ضمه (پیش) روی حرف میم به صورت [مُقام / mo-qām] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدول خردورزی، خودِ عبارت «مقام با ضمه» با ۹ حرف یا واژههای هممعنی آن نظیر اقامت و اقامتگاه است.
به انگلیسی
برای مفهوم ماندن و محل اقامت از واژههای Residence و Stay استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه از باب افعال (إقامة) بوده و با واژه مستقر هممعنی است.
به فارسی
برابرهای پارسی اصیل برای این مفهوم شامل بودباش، ماندگاه، اسکان، نشیمن و درنگ هستند.
در قرآن
این واژه با ضمهٔ میم چندین بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله در سوره فرقان آیه ۶۶: «إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا» (قطعاً آنجا [جهنم] بد قرارگاه و بد اقامتگاهی است) و همچنین در سوره احزاب آیه ۱۳: «لَا مُقَامَ لَكُمْ» (جای ماندن برای شما نیست).
نماد چیست
این واژه ماهیتاً یک مفهوم ساختاری، مکانی و مصدری است و نماد اسطورهای خاصی ندارد، اما در مفهوم ثبات، آرامش گرفتن در یک نقطه و پایان بخشیدن به سفر و رحیل کاربرد دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مقام با ضمه
واژهٔ «مُقام» (با ضمهٔ میم) یک واژهٔ دقیق و اصیل با ریشهٔ عربی (از ریشه ق-و-م و باب افعال) است که در زبان و ادبیات فارسی معنایی کاملاً متمایز از «مَقام» دارد. ادیبان و فارسیزبانانِ دقیق در گذشته مقید بودهاند که «مَقام» (با فتحه) را صرفاً به معنی جایگاه، رتبه، منزلت و پست اداری، و «مُقام» (با ضمه) را به معنی عملِ اقامت کردن، ماندن، درنگ و محل سکونت به کار ببرند.
این کلمه در قرآن کریم نیز دقیقاً به همین معنای اسم مکان و اقامتگاه (چه در بهشت و چه در جهنم) به کار رفته است. متضادهای مستقیم این واژه شامل مفاهیمی چون کوچ، سفر، رحیل و ارتحال هستند که بر جابهجایی و عدم استقرار دلالت میکنند.