یعنی چه
جموح در لغت به معنای موجود یا رفتاری است که از کنترل و فرمانپذیری خارج شده و حالت سرکش و مهارنشدنی دارد. این کلمه در اصل برای اسب چموش و تندروی به کار میرفته که دهنه بازنمیدارد و سوار خود را مغلوب میکند، و در مفهوم کنایی برای انسان لجوج، خودرای و فرمانناپذیر استفاده میشود.
تلفظ
این واژه به صورت جَمُوح (با فتح جیم و ضم میم) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «جموح» با ۴ حرف است. معادلهای دیگر آن سرکش، یاغی و توسن هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی مانند unruly و rebellious بهترین معادلها برای رساندن مفهوم سرکشی و نافرمانی این کلمه هستند.
به عربی
این واژه در اصل خود عربی است و از ریشه (ج م ح) مشتق شده است که معادلهایی چون المتمرّد و العاصی نیز در این زبان دارد.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون سرکش، چموش، یاغی، توسن و نافرمان است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و متون عرفانی، جموح نماد اسب چموش و مهارنشدنی است که سوار خود را به زمین میزند. همچنین به عنوان استعاره و نماد نفس اماره انسان به کار میرود که از عقل و هدایت سر باز میزند و طغیان میکند.
جمعبندی و توضیح کامل جموح
واژه «جموح» صفت مشتقی از ریشه عربی «ج م ح» است که به عنوان وامواژه وارد زبان فارسی شده و در متون ادبی کاربرد دارد. معنای نخستین و مادی آن به اسبی اشاره دارد که با شتاب میدود، مهار را نمیپذیرد و از کنترل سوارکار خارج میشود.
در کاربرد کنایی و انسانی، این کلمه به افراد سرکش، لجوج، خودرای و طغیانگری اطلاق میشود که نصیحتپذیر نیستند و از اصول یا فرمانها تبعیت نمیکنند. اگرچه خود واژه به صورت صفت در قرآن نیامده، اما فعل همخانواده آن یعنی «یجمحون» در آیه ۵۷ سوره توبه برای توصیف شتاب تند و سرکشانه منافقان به کار رفته است.