یعنی چه
بدویگری به معنای تمایل به رفتارهای ساده، غیرشهری و دور از تمدن مدرن است. در مباحث فرهنگی و هنری نیز به مکتبی اشاره دارد که ارزشهای هنری و زیستی انسانهای اولیه یا جوامع پیش از رنسانس و بومی را ستایش میکند و آن را برتر یا اصیلتر از پیچیدگیهای مخرب تمدن مدرن میداند.
تنز
تلفظ صحیح واژه به صورت [بَ دَ وِیْ گَ رِیْ] است. بخش اول آن یعنی «بدوی» از ریشه عربی بَدْو (بیابان) گرفته شده و با پسوند فارسی «-گری» ترکیب شده است.
در جدول
کلمه مورد نظر در جدول دقیقاً ۷ حرف دارد. با توجه به طراح جدول، پاسخها میتوانند مترادفهایی همچون بدویت یا توحش نیز باشند.
به انگلیسی
در بافت فلسفی، هنری و سیاسی، معادل دقیق آن Primitivism (ابتداییگرایی) است، در حالی که در جنبههای مردمشناسی به شیوه زندگی بادیهنشینان اشاره دارد.
به عربی
برای رساندن مفهوم مکتبی و گرایشی از اصطلاح «النزعة البدائية» و برای توصیف حالت زیستی ساده از «البداوة» استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای خالص یا ترکیبی فارسی این واژه شامل «ابتداییگرایی»، «کهنگرایی» و «فطرتگرایی» است که به بازگشت به ریشههای اصیل و ساده انسانی بدون پیرایههای شهری اشاره دارد.
در قرآن
خود واژه ترکیبی «بدویگری» در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی آن یعنی «بدو» به معنی بیابان و صحرانشینی، در آیه ۱۰۰ سوره مبارکه یوسف آمده است: «...وَجَاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ...» که به انتقال خاندان یوسف از زندگی بیابانی به شهر اشاره میکند. همچنین مفهوم بادیهنشینی با واژه «الأعراب» در آیات دیگر مطرح شده است.
جمعبندی و توضیح کامل بدوی گری
واژه «بدویگری» ساختاری ترکیبی از واژه عربی «بدوی» (منسوب به بَدْو یا بیابان) و پسوند مصدری و اصطلاحساز فارسی «-گری» دارد. این واژه در زبان فارسی دو ساحت معنایی عمده را پوشش میدهد؛ در وهله اول به شیوه زیست، رفتار و گرایشهای ساده، غیرشهری و بادیهنشینی اشاره دارد که گاهی در تقابل با مدنیت و شهرنشینی قرار میگیرد.
در ساحت دوم که بیشتر در متون فلسفی، سیاسی و هنری کاربرد دارد، این کلمه معادل واژه غربی «Primitivism» قرار میگیرد. در این رویکرد، بدویگری نه یک ویژگی منفی یا عقبماندگی، بلکه مکتبی فکری است که تمدن مدرن را مایه فساد روح بشر دانسته و هنر غریزی، ناب و بیتکلف جوامع بومی و پیش از رنسانس را ستایش میکند.