معنی
در زبان فارسی، اوج به معنی بالاترین حد، فراز، و نقطهٔ کمال یا شدت هر چیز به کار میرود؛ مانند اوج بحران، اوج موفقیت یا اوج گرفتن هواپیما. همچنین در نجوم به بالاترین ارتفاع یک جرم آسمانی اشاره دارد.
یعنی چه
این واژه برای توصیف حالتی استفاده میشود که یک مفهوم، شیء یا جریان به بیشترین میزان ممکن از تجلی، سرعت، قدرت یا ارتفاع خود رسیده باشد.
مترادف
کلماتی که مفهوم بالا بودن، رسیدن به نهایت شدت یا بالاترین نقطه را تداعی میکنند.
متضاد
واژههایی که به پایینترین نقطه، افت یا نزول اشاره دارند.
هم خانواده
این واژه در فارسی جامد است و مشتقات صرفی سنتی ندارد، اما ترکیبات ساختاری متعددی از آن ساخته میشود.
ریشه
این واژه در سنسکریت و اوستایی به صورت ریشههایی به معنی «به سوی بالا» و «بلند» وجود داشته، سپس وارد زبان عربی شده و به شکل «أَوْج» عربیسازی (معرب) گشته و دوباره به فارسی بازگشته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ مستقیم برای بالاترین نقطه یا قله، واژه ۳ حرفی «اوج» است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد (ادبی، علمی، یا نجومی) معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل اوج
واژه «اوج» یکی از کلمات کلیدی و پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشههای کهن هندوراستی دارد. این کلمه با سیر تاریخی خود از پارسی باستان به عربی رفته و پس از دگرگونی به شکل امروزی بازگشته است. کاربرد اصلی آن نشان دادن بالاترین حد، قله و نهایت یک موقعیت مادی یا معنوی است.
در ادبیات و عرفان فارسی، اوج نماد کمال، علو همت و دست یافتن به والاترین مراتب انسانی است. در مکالمات روزمره نیز این واژه به وفور برای توصیف شدت یافتن پدیدهها یا رسیدن به سقف توانمندیها (مانند اوج هنر یا اوج صدا) استفاده میشود، در حالی که نقطه مقابل آن یعنی «حضیض» نشاندهنده سقوط و پایینترین مرتبه است.