یعنی چه
واژه «کژ مزاج» یا «کجمزاج» در زبان فارسی به فردی اشاره دارد که رفتار و طبیعتش مستقیم و هماهنگ نیست؛ بلکه دارای اخلاقی ناپایدار، بدخلق، تندخو، لجوج و ستیزهجو است که با دیگران به سختی سازگار میشود.
تلفظ
این کلمه ترکیبی از واژه فارسی «کژ» (به فتح کاف و سکون ژ) و واژه عربی «مزاج» (به کسره میم) ساخته شده و به صورت کَژْمِزاج تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد. از گزینههای مشابه و هممعنی دیگر میتوان به «بدخلق»، «تندخو» یا «لجوج» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به شدت و نوع رفتار، واژههایی مانند Cranky (برای بدخلقی ناپایدار)، Ill-tempered (برای تندخویی) و Perverse (برای لجاجت و کجرفتاری) به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل و هممعنی این واژه در زبان فارسی شامل بداخلاق، تندخو، لجوج، ناسازگار، کجطبع، بدسلیقه و ستیزهجو هستند.
در قرآن
ترکیب «کژ مزاج» در متن قرآن کریم نیامده است؛ اما مفاهیمی نظیر «سوء خلق»، «ضیق صدر» (تنگی سینه و روح) یا تعابیری چون «فی قلوبهم مرض» که به انحرافات اخلاقی و روحی اشاره دارند، با معنای آن قرابت دارند.
نماد چیست
کژمزاجی در ادبیات و فرهنگ عامه، نماد ناهماهنگی رفتاری، روحیه سرکش و تلخمزاجی است. در اشعار کلاسیک (مانند شعر امیرخسرو دهلوی)، کژمزاجی در رفتار به حرکت منحرف و مورب مهرهٔ فرزین (وزیر) در شطرنج تشبیه شده است.
جمعبندی و توضیح کامل کژ مزاج
واژه «کژ مزاج» (یا کجمزاج) یک ترکیب وصفی ساختگی در زبان فارسی است که از دو جزء «کژ» (به معنی خمیده و منحرف) و «مزاج» (وامواژه عربی به معنی طبع و سرشت) پدید آمده است. این اصطلاح در ادبیات کلاسیک و زبان معاصر برای توصیف افرادی به کار میرود که ثبات اخلاقی ندارند، به تندی و لجاجت رفتار میکنند و به سختی با محیط پیرامون یا اطرافیان خود سازگار میشوند.
از دیدگاه ریشهشناسی و ادبی، کژمزاجی تنها به معنای عصبانیت آنی نیست، بلکه به یک ساختار شخصیتی نامستقیم، بدطبع یا حتی بدسلیقه اشاره دارد. این واژه نمادی از عدم تعادل روحی و رفتارهای غیرقابل پیشبینی است که در شعر شاعرانی چون امیرخسرو دهلوی با تمثیلهای ظریفی نظیر حرکت کج مهرههای شطرنج به تصویر کشیده شده است.