معنی
جهاندیده به فردی پخته، باذکاوت و سردوگرمچشیده گفته میشود که در اثر مسافرتهای زیاد به نقاط مختلف دنیا یا داشتن عمر طولانی، شناخت عمیقی از مردم، فرهنگها و رسم و رسوم روزگار به دست آورده است.
یعنی چه
این واژه از ترکیب دو بخش «جهان» (دنیا و گیتی) و «دیده» (از ریشه دیدن) ساخته شده است. مفهوم کنایی آن دلالت بر فردی دارد که از قالب ناآگاهی و خامی درآمده و به حکمت و دانایی ناشی از تجربه دست یافته است.
مترادف
این کلمات همگی به افرادی اشاره دارند که از خامی فاصله گرفته و صاحب تجربه و شناخت وسیع هستند.
متضاد
این واژهها در تضاد با مفهوم جهاندیدگی، به افرادی اشاره دارند که شناخت کمی از فراز و نشیبهای دنیا دارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت صفت مرکب و با فتحه روی حرف جیم و الف کشیده در هان و کسره خفیف در انتهای کلمه است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به پرسش «جهاندیده» یا فرد باتجربه، واژه اصلی ۸ حرف دارد. طراحان جدول گاهی از معادلهای کوتاهتر مانند سیاح یا مجرب نیز استفاده میکنند.
به انگلیسی
برای انتقال دقیق مفهوم جهاندیده در زبان انگلیسی، بسته به میزان سفر یا میزان پختگی فرد، از این واژگان استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جهان دیده
واژه «جهاندیده» یکی از تعابیر زیبای فرهنگ و ادبیات فارسی است که به زیبایی دو مفهوم سفر و حکمت را به یکدیگر پیوند میزند. این صفت مرکب فاعلی، نشاندهنده اصالت نگاهی است که ارزش انسان را در رویارویی با نشیب و فرازهای روزگار و آشنایی با جوامع مختلف میداند. در ادبیات ما، جهاندیده بودن کیفیتی ستودنی است که فرد را از تعصب و خامی دور نگه میدارد.
در فرهنگ عامه و متون کهن، شخص جهاندیده معمولاً در قامت پیر دانا، مرشد یا ریشسفید ظاهر میشود؛ کسی که کلامش سند است و تجربهاش راهگشای جوانان کمتجربه. این مفهوم اگرچه مابازای مستقیم و کلمهبهکلمه در متون دینی نظیر قرآن ندارد، اما با اصل سفارش به «سیر در زمین» برای کسب عبرت و آگاهی قرابت معنایی بسیار نزدیکی دارد.