یعنی چه
اباختر از واژههای اصیل و کهن ایرانی است که در زبانهای اوستایی و پهلوی به معنای جهت شمال به کار میرفته است. همچنین در ستارهشناسی باستان، این واژه به سیارات (ستارگان سرگردان که حرکت نامنظم داشتند) اطلاق میشد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی با فتح همزه و سکون خاء و تاء، به صورت [اَباخْتَر] تلفظ میشود و ریشه در صورت پهلوی آن یعنی «اپاختر» دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ اباختر معمولاً به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهای «شمال در ایران باستان» یا «سیاره به اصطلاح قدیم» طراحان جدول قرار میگیرد.
به انگلیسی
با توجه به دو کاربرد معنایی این واژه، در مفهوم جغرافیایی معادل North و در مفهوم نجوم کهن معادل Planet است.
به ترکی
برای جهت شمال در ترکی از واژهٔ Kuzey و برای سیاره و ستارهٔ پویان از واژهٔ Gezegen استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و امروزی واژهٔ اباختر در زبان فارسی معیار، کلمهٔ «شمال» (برای جهت جغرافیایی) و کلمهٔ «سیاره» (در اصطلاح نجومی) است. همچنین باید توجه داشت که این واژه با «باختر» که امروزه به معنای غرب به کار میرود، تفاوت دارد.
نماد چیست
در اسطورهشناسی زرتشتی و متون پهلوی، اباختر (شمال) نماد محل رسوخ دیوان، تاریکی و نیروهای اهریمنی شمرده میشد. در نجوم نیز به دلیل حرکت نامنظم سیارات در مقایسه با ستارگان ثابت، اباختران نماد آشوب و کارگزاران اهریمن در آسمان بودند.
جمعبندی و توضیح کامل اباختر
واژهٔ «اباختر» یکی از کلمات کلیدی و شگفتانگیز در باستانشناسی زبانی ایران است که ریشه در واژهٔ اوستایی apāxtara دارد. این کلمه در اصل به معنی «پشتسر» یا «آنطرفتر» است؛ زیرا ایرانیان باستان هنگام جهتیابی رو به جنوب یا شرق میایستادند و در نتیجه، جهت شمال در پشت سر آنها قرار میگرفت. در طول زمان، این واژه تغییر ساختار داد و به واژهٔ «باختر» تبدیل شد که امروزه به معنای مغرب یا غرب استفاده میشود، اما معنای نخستین و کهنِ خودِ «اباختر»، همان شمال است.
علاوه بر کاربرد جغرافیایی، اباختر در فرهنگ کیهانشناسی و فرهنگ دینی ایران باستان جایگاه ویژهای داشته است. در باورهای زرتشتی، شمال یا همان اباختر، خاستگاه سرما، تاریکی و جایگاه نیروهای شر و اهریمنی تصور میشد. در حوزهٔ نجوم ساسانی نیز، به سیارگان که حرکتی سرگردان و نامنظم داشتند «اباختران» میگفتند و آنها را در تقابل با ستارگان ثابت (اختران) که مظهر نظم اهورایی بودند، عامل آشفتگی قلمداد میکردند.